<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی</title>
    <link>https://gsma.lu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تبیین عوامل مؤثر بر تمایل باغداران نسبت به فروش خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی: مطالعه موردی شهرستان کوهدشت</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_733836.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش تبیین عوامل مؤثر بر تمایل باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی می&amp;amp;shy;باشد.روش: &amp;amp;nbsp;اطلاعات مورد نیاز پژوهش، با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق&amp;amp;shy;ساخت گردآوری شدند. داده&amp;amp;shy;های گردآوری شده به وسیله نرم&amp;amp;shy;افزار&amp;amp;shy;های SPSS و Amos و با رویکرد مدل&amp;amp;shy;سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری این پژوهش را باغداران بخش مرکزی شهرستان کوهدشت استان لرستان (1000N=) تشکیل دادند که براساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 270 باغدار انتخاب شد. نتایج: نتایج به دست آمده از مدل&amp;amp;shy;سازی معادلات ساختاری تحلیل مسیر نشان داد، سازه&amp;amp;shy;های شدت درک شده، آسیب&amp;amp;shy;پذیری درک شده و منافع درک شده تأثیر مثبت، مستقیم و معنی&amp;amp;shy;داری بر تمایل رفتاری باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی دارند و در نهایت نیز نظریه&amp;amp;shy;ی اعتقادات سلامت می‌تواند 83 درصد از تغییرات متغیر تمایل رفتاری باغداران را پیش&amp;amp;shy;بینی کند. نتیجه&amp;amp;shy;&amp;amp;rlm;گیری: در این راستا توصیه می&amp;amp;shy;گردد با برجسته کردن آسیب&amp;amp;shy;‌های ناشی از رفتار فعلی باغداران در زمینه برداشت، انتقال و فروش محصولات در بین باغداران و همچنین مزایای فروش محصولات به این صنایع از جمله افزایش درآمد، کاهش ضایعات، افزایش اشتغال و غیره به&amp;amp;rlm;طور قابل توجهی مسیر انگیزش باغداران برای فروش محصولات خود به صنایع تبدیلی و تکمیلی را هموار نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پذیرش کارکردهای جدید و توسعه پایدار شهرهای کوچک (مورد مطالعه: استان کردستان)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_735031.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، بررسی اثر سیاست نقش‌پذیری‌های جدید شهرهای کوچک بر ابعاد توسعه پایدار (اقتصادی، اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی و محیط‌زیستی) در شهرهای کوچک استان کردستان است.&#13;
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و پیمایش میدانی با پرسش‌نامه محقق‌ساخت گردآوری شد. جامعه آماری شامل 60 نفر از خبرگان و کارشناسان نهادهای شهری استان کردستان است که با روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد.&#13;
نتایج: نتایج نشان می‌دهد سیاست نقش‌پذیری‌های جدید می‌تواند 52 درصد از توسعه پایدار شهرهای کوچک را تبیین کند؛ به‌طوری‌که بعد محیط‌زیستی (34 درصد) بیشترین سهم را داشته و پس از آن بعد اقتصادی (27 درصد) و بعد اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی (26 درصد) قرار دارند.&#13;
نتیجه‌گیری:&amp;amp;nbsp; یافته‌ها بیانگر آن است که تقویت نقش‌پذیری‌های جدید شهرهای کوچک می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر برای تحقق توسعه پایدار، ارتقای خوداتکایی شهری و کاهش فشارهای زیست‌محیطی و اجتماعی شهرهای بزرگ مورد توجه سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان شهری قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیستگاه‌های دوره نوسنگی در سرزمین‌های کوهستانی و دشت‌های چهارمحال‌ و بختیاری در زاگرس مرکزی</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_735028.html</link>
      <description>هدف: مقاله حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت منطقه چهارمحال‌وبختیاری در فرایند گذار از جوامع شکارگر گردآورنده به جوامع نوسنگی تولیدکننده غذا در چارچوب مطالعات پیش‌ازتاریخ زاگرس مرکزی می‌پردازد. &#13;
روش: روش تحقیق مقاله مبتنی بر تلفیق داده‌های حاصل از پژوهش‌های میدانی پیشین و نتایج بررسی‌های میدانی جدید انجام‌ شده در سال ۱۴۰۳ در شهرستان‌های لردگان، خانمیرزا و فلارد است که با تمرکز بر تحلیل الگوی استقرار اجرا شده‌اند. نتایج این بررسی‌ها منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی شد که برخی دارای چند دوره استقراری و برخی تک ‌دوره‌ای هستند. تحلیل مواد فرهنگی، به‌ ویژه سفال‌ها، امکان تفکیک سه مرحله متمایز نوسنگی با سفال را در منطقه فراهم ساخته است که یکی از آن&amp;amp;shy;ها به‌ عنوان مرحله‌ای ناشناخته و نوظهور در نوسنگی منطقه بختیاری مطرح می‌شود.&#13;
نتایج: بررسی‌های میدانی منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی در چهارمحال و بختیاری شد که عمدتاً در دره‌ها، دامنه‌ها و تراس‌های مجاور منابع آب دائمی و فصلی استقرار یافته‌اند و بیانگر الگوی استقراری سازگار با دامداری فصلی و تحرک نسبی هستند. مطالعه گونه‌شناسی سفال‌ها سه مرحله متمایز فرهنگی را مشخص کرد که نشان‌دهنده تداوم و تحول سنت‌های بومی همراه با تعاملات فرامنطقه‌ای است. نتایج، نقش تعیین‌کننده عوامل محیطی در سازمان فضایی استقرار و راهبردهای معیشتی را تأیید می‌کند.&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الگوهای استقراری نوسنگی در چهارمحال‌وبختیاری، به‌ ویژه در مناطق کوهستانی، به ‌شدت تحت تأثیر شرایط زیست‌محیطی بوده و با شیوه‌های معیشتی مبتنی بر کوچ‌نشینی یا استقرارهای فصلی همخوانی دارد. این پژوهش بر ضرورت تدوین برنامه‌های پژوهشی جامع، توسعه مطالعات میان‌رشته‌ای و انجام کاوش‌های هدفمند برای بازسازی دقیق‌تر فرایند نوسنگی‌شدن در این بخش مهم از زاگرس تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی معماری مبتنی بر پدافند غیرعامل؛ راهکارهای کالبدی ـ فضایی برای افزایش تاب&amp;shy;آوری شهری (مورد مطالعه: شهر رشت)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_731381.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف، طراحی معماری مبتنی بر پدافند غیرعامل؛ راهکار&amp;amp;shy;های کالبدی-فضایی برای افزایش تاب&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;آوری شهری رشت، انجام شده است. روش: از این رو، بر حسب هدف کاربردی، و از لحاظ نحوه گردآوری داده&amp;amp;shy;ها یک تحقیق اکتشافی-توصیفی و تحلیلی است. بر حسب روش تحقیق از نوع کیفی و کمی است. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه و پرسشنامه بوده و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه&amp;amp;shy;ای و آزمون&amp;amp;shy;های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. بر اساس روش تئوری زمینه&amp;amp;shy;ای، راهکارهای کالبدی-فضایی در سه بخش (کلانشهر، محله&amp;amp;shy;ای و ساختمانی) مورد بررسی قرار گرفته شد.نتایج: در بخش کلانشهر؛ 6 واحد معنایی در قالب دو مقوله: الگوی پراکندگی مراکز حیاتی و سامانه دسترسی&amp;amp;shy;های اضطراری؛ در بخش محله&amp;amp;shy;ای، 6 واحد معنایی در قالب دو مقوله: طراحی واحدهای همسایگی مقاوم و فضاهای جمعی امن، در بخش ساختمانی؛ 22 واحد معنایی در قالب اصول طراحی پدافندی، جزئیات فنی ساختمان، تلفیق دانش بومی و فناوری، معماری تطبیق با اقلیم، استانداردهای کمی طراحی (شاخص های فضایی)، ایجاد فضاهای امن، اصول پنهان&amp;amp;shy;سازی و اصول مستحکم، شناسایی و استخراج شدند. سپس، مقادیر ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ابعاد تاب&amp;amp;shy;آوری و راهکار&amp;amp;shy;های کالبدی-فضایی پدافند غیرعامل در معماری رابطه مثبت و معناداری در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. در ادامه نیز در تحلیل رگرسیون می&amp;amp;shy;توان ادعا نمود که بر اساس ضریب تعیین تعدیل شده 95 درصد تغییرات متغیر وابسته (تاب&amp;amp;shy;آوری اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیست&amp;amp;shy;محیطی-کالبدی و نهادی) به وسیله متغیر راهکارهای کالبدی-فضایی پدافند غیرعامل تبیین می&amp;amp;shy;شود. نتیجه&amp;amp;shy;گیری: در مجموع، می‌توان نتیجه گرفت که طراحی مقاوم، فضاهای امن و استفاده از اصول پدافندی، سهم بالایی در تبیین و تقویت تاب‌آوری پایدار شهری ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توانمند&amp;shy;سازی ذینفعان سکونت‌گاه‌&amp;shy;های پیراشهری با نقش میانجی تشکل‌&amp;shy;های مدنی (مورد مطالعه: محله نایسر شهر سنندج)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_730237.html</link>
      <description>هدف: با هدف بررسی نقش عوامل مؤثر بر توانمندسازی شهروندان در بستر فعالیت تشکل‌های مدنی انجام گرفته است.&#13;
روش: چارچوب مفهومی تحقیق بر پایه روابط بین سازه‌های &amp;amp;laquo;وجود افراد متخصص و تجربه تشکل‌ها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;همبستگی اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارائه راهبردهای مدون&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مقبولیت تشکل‌های مدنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توانمندسازی&amp;amp;raquo; طراحی و در قالب مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای فعال در تشکل‌های مدنی مناطق کوهستانی بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه استاندارد گردآوری و با استفاده از نرم‌افزارهای تحلیل آماری تحلیل شدند.&#13;
نتایج: یافته‌ها حاکی از آن است که تمامی مسیرهای فرض‌شده در مدل مفهومی، از نظر آماری معنادار و مورد تأیید قرار گرفته‌اند (سطح معناداری کمتر از 0.001). شاخص‌های پایایی (آلفای کرونباخ و CR) و روایی همگرا (AVE) برای بیشتر سازه‌ها در سطح مطلوب ارزیابی شده‌اند و روایی تمایزی نیز با توجه به مقادیر AVE در مقایسه با همبستگی بین سازه‌ها تأیید گردید. سازه توانمندسازی با مقدار ضریب تعیین 0.798 و شاخص Q&amp;amp;sup2; برابر با 0.733 بیشترین قدرت تبیینی و پیش‌بینی‌پذیری را در مدل داشته و به عنوان متغیر مرکزی نقش مهمی در ارتقاء مقبولیت و عملکرد تشکل‌های مدنی ایفا می‌نماید. همچنین، شاخص تورم واریانس (VIF) کمتر از 2 برای تمامی متغیرها بیانگر عدم وجود مشکل هم‌خطی در مدل است.. &#13;
نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نتایج نشان داد که وجود افراد متخصص و دارای تجربه، از طریق ارتقاء همبستگی اجتماعی و ارائه راهبردهای مدون، تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی شهروندان دارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی ابعاد تاب&amp;shy; آوری مناطق شهر ایلام در برابر بیماری&amp;shy; های همه&amp;shy; گیر</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_731590.html</link>
      <description>هدف: در سال‌های اخیر با توجه به روند سریع رشد سکونتگاه‌های شهری و شهرنشینی در بسیاری از نقاط جهان، شاهد چالش‌‌های فزاینده‌‌ای در سیستم اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و کالبدی می&amp;amp;shy;باشیم. این شرایط نشان می‌دهد که توجه به پتانسیل تاب‌آوری برای دستیابی به پایداری شهری بلند&amp;amp;shy;مدت ضروری است. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت ابعاد تاب&amp;amp;shy;آوری شهر ایلام در برابر بیماری همه‌گیر و بررسی میزان تفاوت بین مناطق است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی-تحلیلی می‌باشد. در بخش نظری از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی استفاده شد و برای بخش میدانی در سال ۱۴۰۳ پرسشنامه طراحی و اجرا گردید. داده‌ها ابتدا از واحد آمار و اطلاعات شهرداری ایلام جمع‌آوری و سپس با تکمیل آن از طریق نظرات ۲۰ کارشناس شهری، مبنای تحلیل قرار گرفت سپس برای تجزیه و تحلیل داده‌‌‌ها و اطلاعات گرد آوری شده از روش آنتروپی شانون برای وزن دهی به شاخص‌ها و از تکنیک تصمیم&amp;amp;shy;گیری چند معیاره کوکوسو برای رتبه بندی و منطقه بندی محدوده مورد مطالعه همچنین از نرم‌افزار ArcGIS &amp;amp;nbsp;برای تحلیل فضایی میزان برخورداری از ابعاد تاب‌آوری شهری استفاده شده است.نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن است که مناطق شهر ایلام از نظر ابعاد تاب آوری شهری از توزیع متوازن و مناسبی در سطح مناطق شهر ایلام برخوردار نیستند و مناطق دارای اختلاف هستند.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که تاب‌آوری شهری در مناطق مختلف شهر ایلام توزیع یکنواختی ندارد و شکاف قابل توجهی بین مناطق در این زمینه وجود دارد. این عدم توازن، لزوم توجه ویژه به مناطق کم‌برخوردارتر را برای ارتقاء تاب‌آوری کلی شهر ایلام برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی پراکنش کنونی بلوط ایرانی (Quercus brantii) در زاگرس مرکزی با استفاده از داده‌های اقلیمی ایستگاهی و مدل MaxEnt</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_735032.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی عوامل محیطی مؤثر بر پراکنش کنونی این گونه و تعیین محدوده زیستگاه‌های مطلوب انجام گرفت.&amp;amp;nbsp;روش: برای این منظور، از مدل حداکثر آنتروپی (MaxEnt) و داده‌های واقعی ایستگاهی استفاده شد. داده‌های روزانه ۲۰ ایستگاه سینوپتیک طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ و ۳۲۲ نقطه حضور گونه در محدوده چهار استان واقع در زاگرس مرکزی مورد استفاده قرار گرفت. متغیرهای ورودی شامل ۱۹ متغیر زیست‌اقلیمی، عوامل فیزیوگرافی (ارتفاع، شیب و جهت جغرافیایی) و کاربری/پوشش زمین بودند. نتایج: نتایج نشان داد که مدل MaxEnt &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;با مقدار AUC برابر با 926/0 از دقت بالایی در پیش‌بینی برخوردار است. متغیرهای ارتفاع، شیب، بارندگی کم‌بارش‌ترین ماه (Bio14) و تغییرات فصلی دما (Bio4) بیشترین سهم را در تعیین مطلوبیت زیستگاه بلوط داشته‌اند. بر اساس منحنی‌های پاسخ، حضور بلوط عمدتاً در ارتفاع 1000 تا ۲3۰۰ متر، شیب‌های 5 تا 27 درجه، جهات شمالی و بازه بارندگی سالانه ۴۰۰ تا ۱1۰۰ میلی‌متر مشاهده شد. نتایج همچنین نشان داد که تنها ۱۱/۱۲ درصد از مساحت منطقه (حدود ۱۵۰۳۸ کیلومتر مربع) در طبقه زیستگاه مطلوب قرار دارد که بیشترین تمرکز آن در استان‌های لرستان و کهگیلویه‌وبویراحمد است.نتیجه گیری: &amp;amp;nbsp;نتایج بیانگر وابستگی شدید بلوط ایرانی به شرایط اقلیمی نیمه‌مرطوب و ویژگی‌های توپوگرافی خاص است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کیفی پیامدهای احیا و توانمند&amp;shy;سازی اجتماعی-اقتصادی جوامع محلی از طریق گردشگری پایدار، مطالعه موردی: روستاهای گردشگرپذیر شهرستان طارم</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729420.html</link>
      <description>هدف: مطالعه حاضر بر برنامه‌ریزی احیا و توانمندسازی جوامع محلی از طریق گردشگری روستایی به ‌ویژه گردشگری کوهستانی و کشاورزی برای ایجاد درآمد برای بسیاری از جوامع روستایی در شهرستان طارم متمرکز است. روش: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی است و از نظر روش، در گروه پژوهش‌های کیفی قرار دارد. پژوهش حاضر با روش‌شناسی کیفی و با استفاده از تکنیک‌های پژوهشی مختلف از جمله تحلیل محتوا، کدگذاری و طبقه‌بندی بر روی 18 مصاحبه انجام‌شده بر اساس نمونه‌گیری هدفمند صورت‌گرفته و با استفاده از نرم‌افزار MAX-Q-D-A نسبت به مقوله‌بندی نظرات و استخراج مفاهیم، طراحی جدول‌ها و ترسیم نمودارها اقدام شده است.یافته&amp;amp;shy;ها: بر اساس یافته‌های پژوهش مفاهیم اصلی برای تبیین اثرات و نقش گردشگری پایدار در احیا و توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی در تحقیق حاضر مشتمل بر ۳۲۲ مفهوم و ۹۷ رمز طبقه‌بندی گردید. مفاهیم استخراج شده در دو مقوله احیا و توانمندسازی اقتصادی مشتمل بر ۸ زیر مقوله یاکدمحوری (۱۶۰ مفهوم در قالب ۴۵ کد و زیرکد) و احیا و توانمندسازی اجتماعی شامل ۱۴ زیرمقوله یاکد محوری (۱۶۲ مفهوم در قالب ۵۳ کد و زیرکد) به ‌عنوان مهم‌ترین اثرات و پیامدهای گردشگری پایدار در احیا و توانمندسازی اجتماعات محلی طبقه‌بندی گردید.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: باتوجه‌به پتانسیل‌های بالای نواحی روستایی در شهرستان طارم، توسعه گردشگری پایدار می‌تواند به‌ عنوان یک راهبرد کلیدی مؤثر برای احیا و توانمندسازی اجتماعی - اقتصادی و توسعه پایدار و بلندمدت جوامع محلی مورد توجه قرار گیرد و با برنامه‌ریزی و مدیریت صحیح، می‌توان از پتانسیل‌های گردشگری به‌عنوان یک محرک اصلی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی برای بهبود کیفیت زندگی افراد در جوامع محلی بهره‌برداری کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه بلاکینگ با دماهای حد سواحل جنوبی دریای خزر در نیمه اول سال (مورد مطالعه: استان‌های گیلان، مازندران و گلستان)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_735029.html</link>
      <description>هدف: با توجه به وابستگی شدید فعالیت‌های کشاورزی سواحل جنوبی دریای خزر به شرایط دمایی، این پژوهش به بررسی نقش سامانه‌های بندالی در بروز دماهای حدی (حداکثر) در نیمه اول سال پرداخته است تا اهمیت این الگوها در ایجاد گرماهای شدید مشخص شود.روش: داده‌های دمای فرین هفت ایستگاه همدید منطقه طی 25 سال (1986 تا 2010) استخراج شد. با استفاده از روش صدک‌ها، روزهای دارای دمای حدی شناسایی گردید. سپس رویکرد محیطی&amp;amp;ndash;گردشی به‌کار گرفته شد تا الگوهای جوی مؤثر در شکل‌گیری این دماهای حدی تعیین و طبقه‌بندی شوند.نتایج: در مجموع 14 الگوی جوی در ایجاد دماهای فرین شناسایی شد که شامل 4 الگوی غیربندالی و 10 الگوی بندالی بود. الگوهای غیربندالی شامل زبانه پرفشار جنب‌حاره (82/37 درصد)، هسته پرفشار جنب‌حاره (03/15 درصد)، پشته بادهای غربی (47/13 درصد) و شمالی شدن جریانات غربی (18/5 درصد) بوده و جمعاً 5/71 درصد روزهای دمای فرین را تشکیل دادند. در میان الگوهای بندالی نیز بلوکینگ رکس (29/8 درصد)، بلوکینگ دو‌قطبی (18/5 درصد) و بلوکینگ امگا (77/7 درصد) بیشترین سهم را داشتند و در مجموع الگوهای بلوکینگ حدود 5/29 درصد وقوع دماهای حدی را توضیح دادند.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: سامانه‌های بلوکینگ نقش قابل‌توجهی در رخداد دماهای حدی در سواحل جنوبی دریای خزر دارند. شناسایی و پیش‌بینی دقیق این الگوها در دوره گرم سال می‌تواند به برآورد به‌ موقع امواج گرمایی کمک کرده و امکان ارائه هشدارهای مؤثر در بخش کشاورزی را فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر بر گردشگری پایدار کشاورزی از دیدگاه خبرگان با رویکرد دلفی فازی (مورد مطالعه: استان مازندران)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_733163.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی این پژوهش عوامل موثر بر گردشگری کشاورزی در راستای توسعه پایدار جوامع روستایی می&amp;amp;shy;باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ پاردایم از نوع تحقیقات آمیخته (کیفی &amp;amp;ndash; کمی) با رویکرد اکتشافی می‌باشد.روش: روش تحقیق در سه مرحله طراحی شده است. در مرحله اول، ابتدا به‌ منظور شناسایی و استخراج عوامل موثر بر گردشگری کشاورزی در راستای توسعه پایدار جوامع‌روستایی با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند و با در نظر گرفتن شاخص اشباع نظری داده‌ها 18 مصاحبه نیمه‌ساختارمند با خبرگان در این زمینه انجام شد. پس از انجام مصاحبه‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوا کیفی طی مراحل کدگذاری باز و محوری 4 عامل طبیعی و اقلیمی، انسانی و اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و زیرساختی و مدیریتی - نهادی شناسایی شدند. در مرحله دوم، از تکنیک دلفی فازی جهت دستیابی به توافق گروهی بین خبرگان استفاده شد. و در مرحله سوم به‌ منظور تحلیل اثرات عوامل موثر بر گردشگری پایدار کشاورزی از پرسشنامه محق‌ساخته استفاده گردید. در این مرحله سوالات پرسشنامه با توجه به بخش کیفی پژوهش و بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه‌ای (خیلی‌زیاد تا خیلی‌کم) طراحی شد. جامعه آماری تحقیق در این مرحله عبارتند از کشاورزانی که مقصد گردشگری کشاورزی در استان مازندران بودند. بر این اساس 4 شهرستان از استان مازندارن انتخاب شدند که پتانسیل بیشتری در گردشگری کشاورزی دارند که شامل یک شهرستان از غرب استان: تنکابن، دو شهرستان از&amp;amp;nbsp; مرکز استان: آمل و بابل و یک شهرستان از شرق استان: ساری به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه‌گیری تصادفی ساده با انتساب متناسب بود که تعداد کل نمونه‌ها 320 نفر بودندنتایج: جامعه آماری در این مرحله شامل کشاورزانی بود که مقصد گردشگری کشاورزی در استان مازندران بودند. بر این اساس، چهار شهرستان با پتانسیل بالاتر برای گردشگری کشاورزی انتخاب شدند: یکی از غرب (تنکابن)، دو شهرستان از مرکز (آمل و بابل) و یکی از شرق (ساری). از نمونه‌گیری تصادفی ساده با تخصیص متناسب استفاده شد و حجم نمونه در مجموع 320 نفر بود. نتایج نشان‌دهنده بالاترین سطح اجماع کارشناسان در مورد عوامل مؤثر بر گردشگری کشاورزی و نقش آنها در توسعه پایدار روستایی بود که شامل موارد زیر بود.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نتایج نشان داد که هر چهار عامل شناسایی‌شده تأثیر معناداری بر گردشگری کشاورزی پایدار دارند. این عوامل در سطح اطمینان 99 درصد با گردشگری کشاورزی پایدار رابطه مثبت و معناداری دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش اقامتگاه‌های بوم‌گردی در اقتصاد خانوار روستایی منطقه الموت شرقی</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729421.html</link>
      <description>هدف: بوم‌گردی یکی از رویکردهای نوین در توسعه گردشگری است. یکی از ملموس&amp;amp;shy;ترین جلوه&amp;amp;shy;های عینی این رویکرد، اقامتگاه‌های بوم‌گردی می&amp;amp;shy;باشد که منجر به بروز آثار مثبت زیادی از جمله اقتصادی می گردد. از این رو پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی به نقش اقامتگاه‌های بوم‌گردی در اقتصاد خانوار روستایی در منطقه الموت شرقی پرداخته است.روش: جامعه آماری این پژوهش را چهار گروه متخصصین صاحبان اقامتگاه&amp;amp;shy;ها، مسئولین محلی و مردم محلی بوده&amp;amp;shy;اند که به ترتیب 22&amp;amp;nbsp; نفر از متخصص، 23 نفر از صاحبان اقامتگاه&amp;amp;shy;های بوم&amp;amp;shy;گردی، 11 نفر از مسئولان و 384 نفر از مردم محلی در14 روستای گردشگری منطقه الموت شرقی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده&amp;amp;shy;های گردآوری شده در نرم&amp;amp;shy;افزار SPSS با استفاده از آزمون&amp;amp;shy;های دو جمله&amp;amp;shy;ای، فریدمن و کروسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج: . نتایج نشان داد که در آزمون دو جمله&amp;amp;shy;ای شاخص&amp;amp;shy;های اشتغال، درآمد، سرمایه&amp;amp;shy;گذاری، زیرساخت، فروش، آموزش و هزینه معنادار بوده و در همه این شاخص&amp;amp;shy;ها بیشتر پاسخ&amp;amp;shy;دهندگان به تاثیر کمتر از حد متوسط اقامتگاه&amp;amp;shy;های بوم&amp;amp;shy;گردی بر شاخص&amp;amp;shy;های مورد بررسی تاکید داشتند. بررسی کلی شاخص&amp;amp;shy;ها نشان می&amp;amp;shy;دهد که 303 نفر از جامعه هدف (69&amp;amp;nbsp; درصد)، به تأثیر کمتر از حد متوسط&amp;amp;nbsp; اقامتگاه‌های بوم‌گردی در کل شاخص‌های‌ ارزیابی شده اشاره نموده اند. همچنین بیشترین تاثیر اقامتگاه&amp;amp;shy;های بوم&amp;amp;shy;گردی به ترتیب بر شاخص فروش، آموزش، سرمایه&amp;amp;shy;گذاری، درآمد، هزینه، اشتغال، تولید، برنامه‌ریزی، مهاجرت و زیرساخت بوده است.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: با توجه به نتایج تعریف استانداردهای مشخص و نظارت اصولی بر فعالیت این واحدها و آموزش و توانمندسازی فعالان و سرمایه&amp;amp;shy;گذارن و مردم محلی می&amp;amp;shy;تواند بر افزایش اثرات مثبت اقامتگاه&amp;amp;shy;های بوم&amp;amp;shy;گردی موثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و واکاوی عوامل مؤثر در تحولات کالبدی مهاجرت در حاشیه شهرها با تأکید بر خشکسالی (مورد مطالعه: زنجان)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_735114.html</link>
      <description>هدف: حاشیه‌نشینی شهری به عنوان یکی از پیامدهای توسعه ناهمگون، چالش‌های عمیق کالبدی، اجتماعی و محیطی را به همراه دارد. این پژوهش با هدف تحلیل الگو و عوامل موثر بر تحولات کالبدی در محدوده حاشیه‌ای شهر زنجان انجام شده است.روش: این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از منظر معرفت‌شناسی، عینی-ذهنی است و با اتخاذ یک روش آمیخته (ترکیبی) و استراتژی همزمان است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون t تک‌نمونه‌ای و مدل‌های ترکیبی تصمیم‌گیری چندمعیاره (FARAS + FCOPRAS) در بخش کمّی و نظریه زمینه‌ای در بخش کیفی استفاده گردید.نتایج: تحلیل‌ها نشان می‌دهد تحولات کالبدی در حاشیه زنجان از الگویی خطرناک تبعیت می‌کند که در آن گسترش سریع سکونتگاه‌ها و تغییر کاربری اراضی، با کیفیت بسیار پایین مسکن، زیرساخت‌ها و آسیب‌پذیری بالا در برابر مخاطرات طبیعی همراه شده و سکونتگاه‌های شکننده‌ای را ایجاد کرده است. بر اساس تئوری زمینه‌ای، ریشه اصلی این پدیده را باید در عوامل فشاری در مبدأ مانند تخریب معیشت روستایی و تشدید خشکسالی جستجو کرد که مهاجرتی اجبارآمیز را تحمیل می‌کند؛ در حالی که عوامل جذبی در مقصد مانند زمین ارزان و ضعف نظارت شهری، تنها نقش ثانویه و تسهیل‌کننده در این فرآیند داشته‌اند.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد که تحولات کالبدی در حاشیه شهر زنجان به شکل‌گیری الگویی ناپایدار و آسیب‌پذیر انجامیده است. با این حال، ریشه‌یابی این پدیده بر اساس تئوری زمینه‌ای، برداشت رایج در برنامه‌ریزی شهری را به چالش می‌کشد. برخلاف تصور رایج که معمولاً رشد حاشیه‌نشینی را به جاذبه‌های کاذب شهری نسبت می‌دهد، این مطالعه تأکید می‌کند که هسته مرکزی این معضل، ناشی از عوامل دافعه در مبدأ (فروپاشی معیشت روستایی و خشکسالی‌های فزاینده) است و عوامل جاذبه در شهر (مانند زمین ارزان)، صرفاً به عنوان کاتالیزور یا تسهیل‌کننده فرآیند مهاجرت اجباری عمل کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیرات زبانشناسی - روانشناختی زبان رسانه بر الگوهای هویتی ـ اجتماعی روستاییان لرستان</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_707942.html</link>
      <description>این مطالعه تاثیرات روانشناختی زبان رسانه‌های اجتماعی بر الگوهای فرهنگی و اجتماعی روستاییان ایران را بررسی کرد. رویکرد ترکیبی کیفی و کمی شامل تجزیه و تحلیل زبانشناختی ۲۰۰ پست رسانه‌ای از ۳ روستا و مصاحبه با ۳۰ نفر از روستاییان به کار گرفته شد.&amp;amp;nbsp;تجزیه و تحلیل زبانی، ورود واژگان جدید از مراکز شهری از طریق رسانه‌های اجتماعی را نشان داد و تفاوت‌هایی در میان روستاها و موضوعات مشاهده شد. واژگان مرتبط با فناوری بیشترین میزان جذب در زبان رسانه‌ای روستاییان را داشتند. همبستگی بین واژگان وارد شده در رسانه‌های اجتماعی و تغییرات دیدگاه‌های گزارش شده در مصاحبه مشاهده شد؛ هرچند برخی مخالف تحولات جدا شدن از زندگی کشاورزی باقی ماندند.&amp;amp;nbsp;کلیه مصاحبه‌ها تاثیر رسانه‌های اجتماعی را در سطح زبانی و بصری روستاییان تایید کردند؛ هرچند تاثیرات چندگانه بودند تا یکپارچه. این مطالعه اکتشافی اولیه شواهد ابتدایی را فراهم می‌کند که شبکه‌های آنلاین ممکن است به تدریج روستاها را از طریق غلبه بر موانع جغرافیایی قبلی یکپارچه کنند. با این حال، تحقیقات بلندمدت گسترده‌تری هنوز لازم است تا بتوان به طور کامل هم مزایا و هم چالش‌های ایجاد شده توسط فناوری‌های ارتباطی جدید برای جمعیت‌های منزوی در حال نوسازی را درک کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی توانمندی ژئوسایت های حوضه آبریز دارانداش با استفاده از مدل پرالونگ</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729422.html</link>
      <description>ژئوتوریسم  از گونه های مهم گردشگری است که با اصول توسعه پایدار ، موازنه اقتصادی، اوضاع اجتماعی و بوم شناختی سازگاری  دارد و مکمل آنها است. گام اول در توسعه ژئوتوریسم ، شناسایی و ارزیابی ژئوموریستی لندفرم ها در هر منطقه می باشد. حوه آبریز دارنداش در  شمال استان آذربایجان شرقی  دارای  لندفرم های متعددی می باشد که این تحقیق با هدف شناسایی و ارزیابی ژئوسایت ها در این حوضه تدوین شده است.  روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی می باشدو اطلاعات لازم به وسیله مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است وبرای ارزیابی توانمندی ژئومورژئوسایت ها روش پرالونگ مورد استفاده قرار گرفته است. این ژئوسایت ها براساس امتیاز دهی در روش پرالونگ رتبه بندی شدند. نتایج نشان داد که از بین ژئوسایت های مورد مطالعه، دره دارانداش در رتبه اول قرار گرفته است که دلیل کسب این رتبه توسط این مکان ژئومورفولوژیکی به خاطر نزدیکی به روستای دارانداش که امکان اسکان و استفاده از امکانات و نزدیکی به آن و ثانیا به دلیل  تجمع اشکال رودخانه ای و کارستی در یک محدوده نسبتا کوچک از بازه رودخانه می باشد که باعث گردیده عیار علمی این ژئوسایت امتیاز بالایی به دست آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جدایی گزینی اجتماعی فضایی گروه های قومی در شهر آشخانه</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729423.html</link>
      <description>اندازه‌گیری و ارزیابی وضعیت جدایی‌گزینی اجتماعی-فضایی گروه‌های مختلف اجتماعی جایگاه مهمی در مطالعات شهری دارد. شهر آشخانه، مرکز شهرستان سملقان در استان خراسان شمالی، به لحاظ تنوع قومی شرایط خاصی دارد و در سال‌های اخیر با رشد مهاجرت روستا-شهری، ترکیب قومی جمعیت در سطح محله‌های آن دچار دگرگونی شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و مبتنی بر روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و با هدف ارزیابی و تبیین وضعیت و روند جدایی‌گزینی سکونتی گروه‌های قومی در سطح محله‌های شش‌گانة شهر آشخانه در بازة زمانی 1385 تا 1402 به انجام رسید. بدین ترتیب و با استفاده از داده‌های آماری جمعیتی، شاخص‌های نشانگر ابعاد مختلف جدایی‌گزینی فضایی میان گروه-های قومی محاسبه شد. داده‌های گردآوری شده به کمک نرم‌افزارهای Geo-Segregation Analyzer و ArcGIS با شاخص‌های دوگروهی، چندگروهی، شاخص‌های تمرکز و خوشه‌بندی تحلیل شده و نتیجه در قالب نقشه و جدول ارائه شد. تحلیل و تبیین یافته‌ها نمایانگر آنست در بازة زمانی مورد مطالعه، شاخص‌های جدایی‌گزینی سکونتی میان قومیت‌های ساکن در آشخانه به طور نسبی رو به رشد و شدت گرفتن بوده است. به ویژه در خصوص قومیت ترکمن، روند رشد و تشدید شاخص‌های یاد شده به اندازه‌ای است که ادامة آن می‌تواند به بروز بحران جدایی‌گزینی کامل در محله‌های ترکمن‌نشین شمال شهر آشخانه بینجامد. با توجه به اهمیت حفظ یکپارچگی و انسجام شهری، هرگونه طرح‌ریزی (بازنگری طرح جامع) به منظور توسعة شهری و بازآفرینی بافت ناکارآمد و سکونتگاه‌های غیررسمی نیازمند توجه به موضوع جدایی‌گزینی اجتماعی-فضایی گروه‌های قومی شهر آشخانه خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین عوامل موثر بر انتشار کربن در محلات کلانشهر تبریز</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729424.html</link>
      <description>رشد سریع شهرنشینی و توسعه صنعتی موجب افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای شده است که بر کیفیت محیط‌زیست شهری تأثیر منفی گذاشته است همین عامل منجر به آلودگی‌های محیط زیست شهری، کاهش کیفیت زندگی شهروندان و کاهش سلامت آنها شده است بنابراین این پژوهش  با هدف اصلی تحقیق، شناسایی و تحلیل عوامل فضایی و کاربری‌های شهری مؤثر بر انتشار کربن در این کلان‌شهر است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده‌های مکانی و آماری است. در این پژوهش، از روش‌های تحلیل فضایی مانند خودهمبستگی فضایی موران و مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که انتشار کربن در تبریز الگوی خوشه‌ای دارد و بیشترین تمرکز آن در مناطق صنعتی، پرجمعیت و دارای تراکم ساختمانی بالاست. متغیرهای مؤثر شامل تراکم جمعیت، تراکم ساختمانی، تراکم شبکه راه، کاربری صنعتی، کاربری تجاری، میزان ترافیک و ضریب اشغال بوده که همگی تأثیر معناداری بر افزایش انتشار کربن دارند. در مقابل، افزایش کاربری فضای سبز نقش مثبتی در کاهش انتشار دی‌اکسید کربن داشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که توسعه نامتوازن شهری، تمرکز صنایع آلاینده، تراکم بالای ساختمان‌ها و شبکه راه‌ها، تأثیر مستقیمی بر افزایش انتشار کربن دارند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود که در سیاست‌گذاری‌های شهری، توسعه پایدار با تمرکز بر بهینه‌سازی کاربری زمین، افزایش فضای سبز و کاهش آلاینده‌های ناشی از ترافیک مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عملکرد مدل‌های 6 CMIPدر شبیه‌سازی دماهای کمینه و بیشینه و پیش‌نمایی تغییرات آن در نواحی کوهستانی غرب ایران</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729425.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، آینده نگری تغییرات دماهای کمینه و بیشینه  در نواحی کواهستانی غرب ایران است. این پژوهش با بهره‌گیری از داده‌های ۱۵ مدل CMIP6، تغییرات دماهای کمینه و بیشینه را در ایستگاه‌های غرب ایران تحت دو سناریوی حدواسط SSP2-4.5 و بدبینانه SSP5-8.5، در دوره‌های زمانی آینده نزدیک (۲۰۲۱-۲۰۴۰) و آینده میانه (۲۰۴۱-۲۰۶۰) مورد بررسی قرار داد. جهت انتخاب بهترین نمایه عملکردی مدل‌ها، داده‌ها در ابتدا با استفاده از روش پومرال رومرو نرمال‌سازی و در ادامه از روش آنتروپی استفاده شد. بر اساس محاسبات آنتروپی در متغیر دمای کمینه شاخص NMBD و در متغیر دمای بیشینه شاخص NRMSE که کمترین آنتروپی و بیشترین ارزش تنوع را دارا بود به عنوان شاخص مناسب برای تشخیص بهترین مدل انتخاب گردید. در ادامه به ترتیب برای دمای کمینه ACCESS-CM2، EC-Earth3، GISS-E2-2-G،FGOALS-g3 و MRI-ESM2-0 و برای دمای بیشینه NorESM2، MPI-ESM1-2-HR، MPI-ESM1-2-LR، INM-CM5-0 وINM-CM4-8 به عنوان پنج مدل‌ برتر شناسایی شد، در ادامه برای کاهش عدم قطعیت و کمینه‌سازی انحرافات مدل‌ها، روش تصحیح بایاس و میانگین وزنی جهت ریزگردانی داده‌ها به‌کار گرفته شد. نتایج نشان داد در دوره آینده نزدیک وضعیت دمایی 4/1 درجه سلسیوس و در دوره آینده دور برابر با 5/2 درجه سلسیوس نسبت به دوره مشاهداتی خواهد بود. که در این بین متغیرهای دمای کمینه و بیشینه ایستگاه سقز در هردوره زمانی بیشترین افزایش دما و ایستگاه خرم آباد کمترین افزایش دما را نشان می‌دهد. و تحلیل فضایی نشان از تأثیرپذیری بیشتر دمای کمینه و بیشینه در مناطق پرارتفاع و عرض های بالا نسبت به مناطق عرض‌های پایین و کم ارتفاع دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مؤلفه های فضایی تاب آوری کالبدی در برابر زلزله محله های حاشیه نشین مورد مطالعه: محله دره گرم شهر خرم آباد</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729426.html</link>
      <description>Earthquakes are among the natural disasters that leave destructive impacts on human settlements and impose heavy casualties and financial losses on their residents. Meanwhile, the physical vulnerability of urban areas directly affects the human losses resulting from such crises. Disasters have significantly influenced the living conditions of urban populations worldwide. The increasing frequency and severity of these calamities have made resilience-focused research indispensable in urban studies, leading to the rapid integration of the concept of resilience into the literature of urban sustainability. One of the key pillars of resilience in urban systems is the concept of physical resilience dimensions, which systematically analyzes the physical elements and structures. This study aimed to evaluate the spatial components of physical resilience against earthquakes in the Darreh Garm neighborhood of Khorramabad city. In terms of methodology, considering the studied components, the research falls under descriptive-analytical studies, and regarding its purpose, it is considered an applied developmental study. To analyze the data and prepare the required maps, the ARC GIS software was utilized. In this research, the Analytic Network Process (ANP) model was employed to assign weights to the studied indices, and Fuzzy Overlay was used for data overlaying and analysis. The results of the study indicate that the northwest and southwest parts of the neighborhood exhibit higher resilience against earthquakes due to the presence of more vacant lands, which facilitates rescue operations. Conversely, the eastern and central parts of the neighborhood show lower resilience because of high density, which hinders effective emergency response efforts.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی قابلیت‌های ژئوتوریسمی شهرستان سپیدان.</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_729427.html</link>
      <description>فرآیندهای ژئومورفولوژیک در کنار تنوع قومی، منابع اکولوژیک و میراث فرهنگی، در ایجاد یا تقویت جاذبه‌های گردشگری مؤثر واقع می‌شوند. این پژوهش با هدف شناسایی مهمترین جاذبه‌ها و معیارهای مؤثر بر قابلیتهای آن‌ها، به ارزیابی قابلیت‌های ژئوتوریسمی شهرستان سپیدان در استان فارس پرداخته است. برای گردآوری اطلاعات، از دو روش کتابخانه‌ای (اسنادی) و میدانی (پیمایشی) استفاده شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبه و پرسشنامه بوده، جامعه آماری، نخبگان، متخصصان توریسم، ژئومورفولوگ‌ها و زمین‌شناسان بودند. برای نمونه‌گیری، از روش نمونه‌گیری هدفمند، به تعداد 30 نفر استفاده شد. از مدل پریرا به عنوان ابزار تحلیل داده‌ها استفاده شد. طبق یافته‌های پژوهش، میانگین عیار ژئومورفولوژی ژئومورفوسایت‌ها، 47/5 و میانگین مدیریتی آن‌ها 95/3 از 10 است. به نظر می‌رسد علی‌رغم امتیاز مناسب عیار ژئومورفولوژی، نیاز است به مسائل مدیریتی در توسعه ژئوتوریسم در شهرستان سپیدان، توجه ویژه شود. به استثناء آبشار مارگون امتیاز عیار محافظت اغلب این سایت‌ها کمتر از 5/1 و در مواردی کمتر از 75/0 از 3 است. این یافته، به معنای لزوم توجه به مدیریت این مکان‌ها است. برخی از آن‌ها نیز فاقد منابع زیرساختی لازم برای اقامت شبانه یا چند روزه هستند که از ارزش استفاده و به تبع آن عیار مدیریتی این ژئومورفوسایت‌ها کاسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات زمانی و مکانی رخدادهای حدی دما در گذشته و آینده‌ی غرب و جنوب‌غرب ایران با بهره‌گیری از داده‌های مشاهده‌ای و مدل‌های CMIP</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_730097.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین اثرات تغییر اقلیم، تغییر در مقادیر میانگین متغیرهای هواشناسی است که تغییرات قابل ‌توجهی در خصوصیات حدی متغیرهای هواشناسی ایجاد کرده است. بر اساس گزارش هیئت بین‌الدولی تغییر اقلیم (IPCC) فراوانی وقوع دماهای حدی در بسیاری از مناطق کره زمین در اواخر قرن بیستم به دلیل گرمایش جهانی افزایش پیدا کرده است و تداوم این روند در قرن 21 نیز بسیار محتمل می‌باشد. گرم شدن و ادامه روند افزایشی درجه حرارت کره زمین، عمدتاً از طریق رخداد بیشتر فرین‌های اقلیمی تأثیرات عمیقی در سراسر جهان بر جوامع انسانی، اکوسیستم‌ها و محیط‌زیست دارد. رویدادهای فرین اقلیمی ازجمله امواج گرما، امواج سرما، یخبندان، بارش‌های سیل‌آسا، خشکسالی‌های‌ شدید و متوالی، پدیده گرد و غبار و ... از مهم‌ترین فرین‌های‌ اقلیمی هستند که در قسمت‌های مختلف ایران در شدت و ضعف متفاوت رخ می‌دهند. این رخدادهای حدی می‌تواند تأثیرات قابل‌توجهی بر محیط‌زیست طبیعی (گیاهان، جانوران) و انسانی (کشاورزی، زیرساخت‌های شهری، بهداشت و سلامت جامعه) ایران‌زمین داشته باشد. نتایج بررسی شاخص های فرین دمایی سرد و گرم نشان داد که شاخص‌های فرین سرد آینده ایران کاهشی و شاخص‌های گرم فرین آینده افزایشی خواهند بود که روند افزایشی مقادیر شاخص فرین گرم برای بیشتر شاخص‌ها و در سطح قابل توجهی از نقاط کشور معنادار می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش الگوی حکمرانی مشارکتی در تحقق اصول شهر فراگیر ( مطالعه موردی: شهر زنجان)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_732504.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، روند شتابان شهرنشینی، نابرابری در توزیع منابع و محدودیت مشارکت گروه‌های اجتماعی گوناگون، دستیابی به عدالت فضایی و کیفیت زندگی برابر را در بسیاری از شهرها با چالش مواجه ساخته است. در این میان، تحقق شهر فراگیر به‌عنوان یکی از اهداف کلیدی توسعه پایدار، مستلزم بازنگری در شیوه‌های حکمرانی شهری و ارتقای مشارکت واقعی شهروندان در فرایندهای تصمیم‌گیری است. الگوی حکمرانی مشارکتی می‌تواند با تأکید بر شفافیت، پاسخ‌گویی، عدالت و توانمندسازی، نقش مؤثری در کاهش نابرابری‌ها و افزایش تاب‌آوری شهری ایفا کند. هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش الگوی حکمرانی مشارکتی در تحقق اصول شهر فراگیر در شهر زنجان و شناسایی مؤلفه‌های کلیدی مؤثر در این فرآیند است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی انجام شد. در بخش کیفی، مؤلفه‌های مرتبط با حکمرانی مشارکتی و شهر فراگیر با مرور ادبیات و نظرسنجی از ۳۵ نفر از خبرگان با استفاده از روش دلفی فازی شناسایی شد. در بخش کمی، روابط بین متغیرها با بهره‌گیری از مدل معادلات ساختاری در نرم‌افزار Smart PLS تحلیل گردید. نتایج نشان داد که از مجموع ۸۷ مؤلفه پیشنهادی، ۴۲ مؤلفه با ارزش فازی بالاتر از ۰/۷ تأیید شدند. از میان مؤلفه‌های حکمرانی مشارکتی، شفافیت و پاسخگویی، مشارکت اقشار آسیب‌پذیر، تدوین قوانین مشارکت‌محور و توزیع عادلانه خدمات بیشترین اثرگذاری را بر تحقق اصول شهر فراگیر داشتند. نتایج پژوهش نشان داد که پیاده‌سازی الگوی حکمرانی مشارکتی می‌تواند زمینه‌ساز تحقق عدالت فضایی، تقویت تاب‌آوری شهری و ارتقای فراگیری اجتماعی در شهر زنجان باشد. در نتیجه، بازنگری در ساختار حکمرانی شهری با رویکرد مشارکتی ضرورتی اساسی محسوب می‌ شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی گسترش گردشگری ورزشی و نقش آن در توسعه روستاهای کوهستانی موردی: بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_732983.html</link>
      <description>امروزه گردشگری ورزشی نقش مهمی در اقتصاد ملی کشورها ایفا می‌کند و در توسعه اجتماعی و اقتصادی جامعه تأثیرگذار است و موجب ایجاد اشتغال، گردش مالی و کسب درآمد در جامعه می‌شود. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث روش تحقیق توصیفی‌- تحلیلی می‌باشد. پایایی ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای‌کرون‌باخ برابر با 76/0 بدست آمده است. جامعه آماری تحقیق حاضر سرپرستان خانوار روستاها در بخش ناغان شهرستان کیار می‌باشند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که تعداد 348 نفربه عنوان جامعه نمونه از بین 3147 نفر جمعیت کل روستاهای نمونه و با روش نمونه‌گیری نصادفی ساده، انتخاب شدند. سپس با استفاده از تحلیل همبستگی فای یا کرامرز V ، خی دو، مقایسه میانگین فریدمن و از تحلیل واریانش یکطرفه، داده‌ها مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون فای نشان می دهد که بین جاذبه‌های گردشگری و مشاغل وابسته به آن بخش با میزان انگیزه ماندگاری روستاییان رابطه معنی‌داری تا سطح اطمینان 99 وجود دارد. نتایج مقایسه میانگین فریدمن نیز برای تبیین ظرفیت‌ها پیش‌روی توسعه گردشگری ورزشی، تفاوت معناداری را نشان می‌دهند. همچنین نتایح تحلیل واریانس مستقل یکطرفه، تفاوت معنادار و 99درصدی را در زمینه میزان درآمد روستاهای مورد مطالعه نشان می‌دهد. علاوه بر آن اکثر شاخص های بررسی شده با استفاده از تحلیل همبستگی خی دو، رابطه منطقی و معناداری را بین جاذبه های گردشگری ورزشی و توسعه نواحی روستایی نشان می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل بازدارنده توانمندسازی زنان روستایی مورد مطالعه: ناحیه جنوب استان اصفهان ( شهرستان‌های سمیرم، دهاقان و شهرضا)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_733164.html</link>
      <description>The present study aimed to identify the barriers to the empowerment of rural women in the mountainous region of southern Isfahan province. This research adopts a descriptive-correlation approach, and the data were collected using a questionnaire. To determine the required sample size, Cochran’s formula and quota sampling (based on the number of women in each rural district) were used, which resulted in a sample size of 380 respondents. For data analysis, descriptive statistics (frequency and percentage) and inferential statistics (Friedman test, factor analysis, and path analysis) were employed. The results of the factor analysis showed that the most significant barriers to women&amp;amp;#039;s empowerment, in order of importance, include: social barriers; security-health-education barriers; economic barriers; psychological barriers; financial barriers; familial barriers; ideological and educational barriers; and lack of motivation.  Moreover, except for political barriers, all variables also have an indirect effect on women&amp;amp;#039;s empowerment. The final findings suggest that, given the capacities and potential of women in the study area, the implementation of initiatives such as offering low-interest bank loans and financial facilities to rural women, organizing training courses in marketing, holding vocational and entrepreneurial skill-building workshops for women&amp;amp;#039;s employment through technical and vocational training, conducting educational sessions to foster self-confidence and the spirit of cooperation among rural women, and establishing women&amp;amp;#039;s institutions and associations to advocate for women&amp;amp;#039;s rights in various fields is essential. This research provides a comprehensive overview of the current status of rural .women&amp;amp;#039;s empowerment in the mountainous region of southern Isfahan.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات تغییر اقلیم در دهه‌های گذشته بر پوشش برفی کوهستان سبلان: روندها و پیامدهای محیطی</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_733375.html</link>
      <description>کوهستان سبلان نقش کلیدی در تأمین آب و تعادل اکولوژیکی منطقه دارد. این پژوهش با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای MODIS و روش‌های آماری من-کندال و شیب سن، روند تغییرات پوشش برفی سبلان را طی دوره ۲۰۲۴–۲۰۰۰ در ۷ طبقه بررسی کرده است. نتایج نشان داد مطابق تخمین‌گر شیب سن تنها در طبقه ۷۰-۵۰٪، نوامبر روند کاهشی معنادار (Q= -0.391) و دسامبر روند افزایشی معنادار (Q= 0.276) داشته است. در طبقه ۹۰-۷۰٪، ژانویه افزایش معنی‌داری (Z= 2.41 و Q= 0.390) نشان داد، درحالی‌که طبقه ۱۰۰-۹۰٪ تغییرات معناداری نداشت. ماه‌های ژانویه و فوریه به عنوان اوج فصل برف‌گیری و ماه ژوئن به عنوان پایانی‌ترین دوره ذوب برف در منطقه شناخته می‌شوند. نقشه‌های زمانی-مکانی کاهش نسبی پوشش برف را در دسامبر، ژانویه و فوریه و افزایش محسوس آن را در مارس (احتمالاً ناشی از تغییر الگوی بارش‌ها) نشان دادند. توزیع فضایی برف، تمرکز شدید در ارتفاعات مرکزی و کاهش تدریجی به سمت دامنه‌ها را تأیید کرد. اگرچه تغییرات در اکثر ماه‌ها و طبقات از نظر آماری معنادار نبود، روندهای فصلی خاصی مانند کاهش پوشش برف در پاییز و افزایش در زمستان مشهود است که ممکن است تحت تأثیر تغییرات اقلیمی باشد. کاهش پوشش برفی پیامدهای جدی برای منابع آب، کشاورزی و اکوسیستم‌های وابسته دارد. این یافته‌ها برای مدیریت منابع آب، پیش‌بینی سیلاب و درک اثرات تغییر اقلیم بر ذخایر برفی حیاتی هستند و لزوم پایش مستمر، بررسی ارتباط با پارامترهای اقلیمی و اتخاذ راهکارهای سازگاری در مناطق کوهستانی را برجسته می‌سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی مبتنی بر هوش مصنوعی ابعاد مدل ASPECTS با کُدهای مورفولوژیک ژئومورفوسایت ها (مطالعه موردی: لرستان)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_733377.html</link>
      <description>The tourism industry has become increasingly important as an economic driver and a tool for the cultural growth of societies. In the meantime, &amp;amp;quot;Geotourism&amp;amp;quot; requires careful management and planning due to its focus on the natural and geological environment in order to lead to sustainable development and not cause destruction of natural heritage. Lorestan province, due to its unique geological location in the Alpine-Himalayan orogenic belt and high lithological diversity, has numerous and valuable geomorphosites. This research aimed to model the relationship between the dimensions of the ASPECTS assessment model (intrinsic, functional, effectiveness, use) and the morphological coding of these geomorphosites. Data were collected through questionnaires and field observations from 47 selected sites and analyzed using the decision tree algorithm (C&amp;amp;amp;R Tree) in SPSS Modeler software. The results showed that the intrinsic dimension with a significance coefficient of 0/41 has the strongest relationship with the morphological code of geomorphosites. In general, sites with the morphological code of active and rare point features scored higher on the intrinsic and functional dimensions of the ASPECTS model, while sites with the code of Quaternary alluvial processes had higher conservation scores due to their lower sensitivity. This study emphasizes the need to develop integrated management plans with an emphasis on the intrinsic value and functional potential of sites, commensurate with their morphological code, to achieve sustainable development of geotourism in Lorestan province.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیشران‌های کلیدی مدیریت شهری در مواجهه با سیل‌پذیری در شهرها با رویکرد آینده‌پژوهی ( مطالعه موردی: شهر پلدختر)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_734234.html</link>
      <description>سیلاب به‌عنوان یکی از پرتکرارترین و خسارت‌بارترین مخاطرات طبیعی، به‌ویژه در شهرهای واقع در پهنه‌های سیل‌خیز، تهدیدی جدی برای توسعه پایدار و تاب‌آوری شهری محسوب می‌شود. شهر پلدختر به دلیل موقعیت جغرافیایی، عبور رودخانه کشکان از بافت شهری و ویژگی‌های مورفولوژیکی، از جمله شهرهای بسیار آسیب‌پذیر کشور در برابر سیلاب است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی مؤثر بر عملکرد مدیریت شهری در مواجهه با سیل‌پذیری شهر پلدختر در افق آینده انجام شده است. روش تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی است که در قالب آینده‌پژوهی طراحی شده است. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و پیمایش میدانی (پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان) گردآوری شد. جامعه آماری شامل ۲۵ نفر از مدیران و متخصصان حوزه مدیریت شهری و منابع آب بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. برای شناسایی روابط متغیرها از روش دلفی و تحلیل ساختاری MICMAC استفاده شد. یافته‌ها نشان داد مدیریت شهری پلدختر در سه مرحله پیش، حین و پس از وقوع سیلاب از عملکرد مطلوبی برخوردار نیست. در نهایت، چهار پیشران کلیدی شامل ایجاد سیستم مدیریتی استاندارد در زمینه بحران، اعمال مدیریت یکپارچه در مراحل مختلف سیلاب، تأسیس سازمان تخصصی مدیریت سیل با مشارکت نهادی و مردمی، و بهره‌گیری از دانش و فناوری‌های روز دنیا شناسایی شد. این پیشران‌ها نقشی تعیین‌کننده در ارتقای کارایی مدیریت شهری و افزایش تاب‌آوری شهر پلدختر در برابر سیلاب دارند. نتایج تحقیق می‌تواند مبنایی علمی برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان شهری در کاهش ریسک سیلاب و بهبود مدیریت شهری شهرهای سیل‌خیز فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری اثرات بازآفرینی پایدار اقتصادی بر ارتقای زیست‌پذیری در سکونتگاه‌های ناکارآمد؛ تجربه خرم‌آباد</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_734235.html</link>
      <description>بازآفرینی پایدار شهری با تمرکز بر پیش‌ران‌های اقتصادی، راهبردی کلیدی برای ارتقای کیفیت زندگی در بافت‌های ناکارآمد است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تأثیر بازآفرینی اقتصادی بر زیست‌پذیری شهری در بافت‌های ناکارآمد شهر خرم‌آباد، با تأکید بر نقش واسطه‌ای پایداری مدیریتی انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و جمع‌آوری داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته میان 384 نفر از ساکنان (نمونه‌گیری تصافی طبقه‌بندی شده) و ۳۰ خبره شهری صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از تکنیک دیمتل فازی و مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط شاخص CVR و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (بالای ۰.۸۰) تایید گردید. یافته‌های دیمتل فازی نشان داد که «فرصت‌های اشتغال و کسب‌وکارهای محلی» اثرگذارترین شاخص در زنجیره بازآفرینی هستند. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری حاکی از آن است که بازآفرینی اقتصادی تأثیر مستقیم و معناداری بر زیست‌پذیری دارد (ضریب مسیر ۰.۶۸). همچنین، پایداری مدیریتی با بار عاملی ۰.۸۰۱ به عنوان متغیر میانجی، پیوند میان مداخلات اقتصادی و خروجی‌های زیست‌پذیری را تقویت می‌کند. نتایج نهایی نشان می‌دهد که در شهرهای میان‌مرتبه همچون خرم‌آباد، ارتقای زیست‌پذیری بیش از مداخلات کالبدی، مستلزم توانمندسازی مالی خانوار و حکمرانی شفاف محلی است. این پژوهش پیشنهاد می‌کند سیاست‌گذاران بر ایجاد خوشه‌های اقتصادی محله‌محور به عنوان پیش‌زمینه پایداری اجتماعی تمرکز کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی جنبش‌های زمین‌ساخت پویا در کمربند کوهستانی مکران (منطقه آهوران-لاشار)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_734239.html</link>
      <description>در مطالعات جدید ژئومورفولوژی، تجزیه‌وتحلیل‌های مورفومتریک به‌عنوان روشی کارآمد برای شناسایی و بررسی ساختارهای زمین‌شناسی و الگوهای تکتونیکی معرفی شده‌اند. در این مطالعه، وضعیت نسبی فعالیت‌های زمین‌ساختی در منطقه آهوران-لاشار واقع‌در زون بَرافزایشی مکران در جنوب استان سیستان و بلوچستان بررسی شده‌است. دراین‌راستا، هشت شاخص گوناگون ژئومورفیک (نظیر پیچ‌و‌خم جبهه کوهستان، نسبت پهنای کف دره به عمق دره، عدم تقارن زهکشی، درصد سطوح چندوجهی جبهه کوهستان، درصد بخش‌های بریده نشده جبهه کوهستان، درصد بخش‌های بریده شده جبهه کوهستان، شکل حوضه، تقارن توپوگرافی عرضی) مورد محاسبه قرار گرفت سپس یافته‌ها در شاخص IAT ترکیب و یکپارچه شد. علاوه‌برآن، از نقشه‌های توپوگرافی، زمین‌شناسی، DEM با دقت 5/12 متر و تصاویر ماهواره‌ای در محیط GIS استفاده؛ و در نهایت نتایج با شواهد میدانی مطابقت داده شد. تحلیل‌های انجام‌شده با استفاده از این شاخص‌ها نمای بسیار واضحی از وضعیت فعالیت‌های زمین‌ساختی در منطقه ارائه داد. به‌طورکلی، نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهند بیشترین میزان فعالیت به‌ترتیب در بخش‌های جنوب‌غربی، جنوب‌شرقی، شمال‌غربی و در نهایت، شمال‌شرقی منطقه وجود دارد. همچنین، مقادیر کمّی محاسبه‌شده برای شاخص‌ها گویای نرخ فعالیت زمین‌ساختی در سطح متوسط تا بالا در منطقه است. به‌عبارت‌دیگر، پس از یکپارچه‌سازی مقادیر شاخص‌های اندازه‌گیری‌شده در شاخص واحد IAT، عدد 7/1 را به‌دست‌آمد که برپایه آن منطقه مطالعاتی در کلاس 2 و با وضعیت فعالیت زمین‌ساختی بالا کلاسه‌بندی شد. در پایان، یافته‌های به‌دست‌آمده از شاخص‌ها با شواهد ژئومورفولوژیکی موجود در منطقه همچون جبهه‌های کوهستانی خطی، دره‌های  V شکل، کج‌شدگی حوضه‌ها، نسبت بالای سطوح مثلثی شکل، درصد پایین بخش‌های بریده‌شده و درصد بالای بخش‌های بریده‌نشده، مطابقت و صحت‌سنجی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند تخریب پوشش گیاهی ناشی از گسترش کالبدی کلانشهر مشهد با استفاده از RS و GIS</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_734537.html</link>
      <description>رشد سریع و بی‌رویه کلانشهرها در دهه‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب سطوح پوشش گیاهی و تغییر کاربری اراضی بوده است. کلانشهر مشهد نیز به عنوان دومین کلانشهر پهناور ایران، شاهد گسترش کالبدی فزاینده‌ای بوده که بدون شک پیامدهای زیست‌محیطی قابل توجهی در پی داشته است. این پژوهش با هدف تحلیل کمی روند تخریب پوشش گیاهی ناشی از این گسترش شهری و با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین سنجش از دور و GIS در کلانشهر مشهد انجام شده است. این پژوهش، از نظر هدف، جزء پژوهش‌های کاربردی و دارای ماهیتی توصیفی- تحلیلی، همچنین از نظر روش، در گروه پژوهش‎های کمی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم‌افزارهای ENVI و ArcGIS و الگوریتم‌های FLAASH، NDVI، NDBI و مدل ترکیبی ACO-SVM برای پیش‌پردازش، استخراج شاخص‌ها و طبقه‌بندی تصاویر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد در بازه ۳۴ ساله، مناطق مسکونی مشهد با رشد ۱۳۸ درصدی به ۱۸۸۶۲ هکتار رسیده، درحالی که مراتع و اراضی بایر ۴۷ درصد کاهش یافته و به ۹۸۴۷ هکتار رسیده است. اراضی کشاورزی دیم و آبی نیز به ترتیب ۴۳ و ۳۶ درصد کاهش نشان می‌دهند. این تغییرات بیانگر الگوی توسعه ناپایدار و تهدید جدی برای امنیت غذایی و تاب‌آوری زیست‌محیطی است. دقت‌سنجی با ضریب کاپای ۰.۹۱ صحت روش‌شناسی پژوهش را تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شخصیت برند مقصد و جذابیت ژئوتوریستی مناطق کوهستانی (مورد مطالعه: روستای کندوان)</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_735033.html</link>
      <description>ژئوتوریسم در مناطق کوهستانی، به‌ویژه در بسترهای روستایی، رویکردی نوین در توسعه پایدار گردشگری است که بر حفاظت، تفسیر و بهره‌برداری آگاهانه از میراث زمین‌شناختی و چشم‌اندازهای طبیعی تأکید دارد. در این چارچوب، برند مقصد و به‌ویژه شخصیت برند به‌عنوان یکی از سازوکارهای مؤثر بازاریابی، نقش مهمی در شکل‌دهی ادراکات، ترجیحات و انگیزش‌های گردشگران ایفا می‌کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ابعاد شخصیت برند مقصد بر جذابیت ادراک‌شده مقاصد ژئوتوریستی در مناطق کوهستانی است. روستای صخره‌ای کندوان به‌عنوان یکی از نمونه‌های شاخص ژئوتوریسم روستایی–کوهستانی، به‌صورت مطالعه موردی انتخاب شد. این پژوهش توسعه‌ای و کاربردی با رویکرد کمّی و روش پیمایشی انجام گرفت و برای آزمون الگوی مفهومی از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. داده‌ها از 337 گردشگر جمع‌آوری و برازش مدل در سه سطح اندازه‌گیری، ساختاری و کلی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که ابعاد شخصیت برند، به‌ویژه هیجان و اصالت، اثر مثبت و معناداری بر جذابیت ادراک‌شده مقصد دارند و موجب ارتقای تجربه بازدید، جذابیت خدمات و تمایز مقصد می‌شوند. همچنین نقش تعدیل‌گر جنسیت در این رابطه بررسی شد اما اثر معناداری مشاهده نگردید. یافته‌ها بیانگر آن است که تقویت برندسازی مبتنی بر تجربه و اصالت می‌تواند راهبردی کلیدی برای افزایش جذابیت و توسعه پایدار مقاصد ژئوتوریسم کوهستانی باشد. این پژوهش با تبیین پیوند میان برندسازی مقصد و جذابیت ژئوتوریستی، خلأ موجود در ادبیات را پوشش داده و دلالت‌های مدیریتی و کاربردی ارزشمندی برای مدیران و سیاست‌گذاران ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده پژوهی زیرساخت‌های سبز در راستای کارایی محیط‌زیستی پایدار ‌شهر تهران با رویکرد فراتحلیل</title>
      <link>https://gsma.lu.ac.ir/article_735034.html</link>
      <description>شهرنشینی در قرن بیست‌ویکم روندی تعیین‌کننده است و افزایش جمعیت فشار بر منابع طبیعی و محیط‌زیست شهری را تشدید کرده است. اگرچه شهرها فرصت‌های اقتصادی و تنوع فرهنگی فراهم می‌کنند، گسترش سریع آن‌ها منجر به تخریب زیستگاه‌ها، کاهش تنوع زیستی و مشکلات زیست‌محیطی همچون آلودگی هوا و آب، جزایر حرارتی و کاهش سرانه فضای سبز می‌شود که کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زیرساخت‌های سبز، شامل فضاهای سبز باز، بام‌ها و دیوارهای سبز و مسیرهای سبز، با سازگاری با فرآیندهای طبیعی، نقش مهمی در مدیریت رواناب، کاهش دما، بهبود کیفیت هوا، حفاظت از زیستگاه‌ها و تنظیم خرداقلیم ایفا می‌کنند. این زیرساخت‌ها مقرون‌به‌صرفه‌تر، چندمنظوره‌تر و سازگارتر با محیط‌زیست نسبت به سازه‌های خاکستری سنتی هستند و در چارچوب اهداف توسعه پایدار ترویج می‌شوند. با این حال، محدودیت منابع مالی، زمین و سرمایه‌گذاری مانع تحقق کامل ظرفیت آن‌هاست. مفهوم کارایی زیست‌محیطی، توسعه یافته اکوکارایی، بر حداقل‌سازی هزینه‌ها و اثرات زیست‌محیطی و حداکثرسازی منافع تمرکز دارد و به‌ویژه در برنامه‌ریزی کلان‌مقیاس شهری کاربرد دارد. در تهران، با رشد شتابان جمعیت، توسعه نامتوازن و آلودگی، تمرکز بر آینده‌پژوهی و ارتقای شاخص‌های زیرساخت سبز برای کاهش بحران‌های محیطی و هدایت شهر به توسعه پایدار ضروری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
