جستجو در مقالات منتشر شده


۲۲ نتیجه برای روستایی

منصوره امیری،
دوره ۰، شماره ۲۰ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده

این مطالعه تاثیرات روانشناختی زبان رسانه‌های اجتماعی بر الگوهای فرهنگی و اجتماعی روستاییان ایران را بررسی کرد. رویکرد ترکیبی کیفی و کمی شامل تجزیه و تحلیل زبانشناختی ۲۰۰ پست رسانه‌ای از ۳ روستا و مصاحبه با ۳۰ نفر از روستاییان به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل زبانی، ورود واژگان جدید از مراکز شهری از طریق رسانه‌های اجتماعی را نشان داد و تفاوت‌هایی در میان روستاها و موضوعات مشاهده شد. واژگان مرتبط با فناوری بیشترین میزان جذب در زبان رسانه‌ای روستاییان را داشتند. همبستگی بین واژگان وارد شده در رسانه‌های اجتماعی و تغییرات دیدگاه‌های گزارش شده در مصاحبه مشاهده شد؛ هرچند برخی مخالف تحولات جدا شدن از زندگی کشاورزی باقی ماندند. کلیه مصاحبه‌ها تاثیر رسانه‌های اجتماعی را در سطح زبانی و بصری روستاییان تایید کردند؛ هرچند تاثیرات چندگانه بودند تا یکپارچه. این مطالعه اکتشافی اولیه شواهد ابتدایی را فراهم می‌کند که شبکه‌های آنلاین ممکن است به تدریج روستاها را از طریق غلبه بر موانع جغرافیایی قبلی یکپارچه کنند. با این حال، تحقیقات بلندمدت گسترده‌تری هنوز لازم است تا بتوان به طور کامل هم مزایا و هم چالش‌های ایجاد شده توسط فناوری‌های ارتباطی جدید برای جمعیت‌های منزوی در حال نوسازی را درک کرد.

سیده شهناز موسوی، حامد عباسی، سیامک شرفی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

گردشگری روستایی بخشی از صنعت گردشگری است که هدف آن استفاده از منابع طبیعی، فرهنگی - تاریخی و سایر منابع و خصوصیات سکونتگاه­های روستایی برای توسعه محصول پیچیده گردشگری است. استان لرستان با پتانسیل­های گردشگری متعدد به ویژه در مناطق روستایی، از جمله مناطق مستعد توسعه گردشگری روستایی در کشور ایران است. هدف از این تحقیق، شناسایی و اولویت­بندی روستاهای دارای پتانسیل­های گردشگری جهت برنامه­ریزی و مدیریت مقاصد گردشگری در ۳۰ روستای واقع در حریم ۱ کیلومتری مسیرهای ارتباطی منتهی به شهرستان پلدختر در جنوب استان لرستان است. روش تحقیق تحلیلی- توصیفی بوده و از ابزارهایی مانند پرسشنامه محقق­ساخته و مدل­های آنتروپی شانون و ویکور جهت انجام کار استفاده شده است. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که برخی از روستاهای واقع در حریم یک کیلومتری مسیرها ارتباطی مورد مطالعه، دارای قابلیت­های شاخص گردشگری مانند گردشگری کشاورزی (زیودار، بن لار و سبزوار)، گردشگری طبیعی(افرینه و ولیعصر)، گردشگری مذهبی(چم دیوان و حیات الغیب) و گردشگری تاریخی(قلعه نصیر و زیر تنگ چمشک) هستند. همچنین از بین مسیرهای ارتباطی شهرستان پلدختر، مسیر خرم­آباد- پل­دختر دارای بیشترین پتانسیل و بهترین مسیر پیشنهادی جهت توسعه گردشگری روستایی است. نتایج نهایی اولویت­بندی روستاها براساس مدل ویکور نشان می­دهد که روستاهای سبزوار، بن­لار و افرینه در رتبه­های اول تا سوم جهت توسعه گردشگری روستایی در محورهای گردشگری مورد مطالعه قرار دارند.

حسن افراخته، فرهاد جوان،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

تحولات تکنولوژیکی و افزایش توانایی انسانی در بهره ­برداری از نواحی کوهستانی، از یک سو، و نیاز به تنوع­ بخشی اقتصادی سکونتگاه ­های انسانی مستقر در نواحی کوهستانی موجب گسترش گردشگری روستایی (در ترکیب با گردشگری طبیعی) شده است؛ که می ­تواند مکمل و مشوق فعالیت ­های مولد بوده و زمینه دستیابی به توسعه پایدار را فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف کنکاش و تحلیل اثرگذاری ساختار نهادی کژکارکرد بر نحوه گسترش و پیامدهای گردشگری در نواحی روستایی کوهستانی رضوانشهر تدوین شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را روستاهای گردشگرپذیرکوهستانی (۱۴ روستا) ناحیه رضوانشهر  تشکیل می­ دهد. نتایج پژوهش نشان داد که  به دلیل برتری ساختار نهادی کژکارکرد، گسترش گردشگری موجب توسعه نامتوازن سکونتگاه­ های کوهستانی شده است. در حالی که این فعالیت، جمعیت­ پذیری مجدد روستاهای کوهستانی را در پی داشته است، اما به دلیل برتری ساختار نهادی کژکارکرد، گویی فضا فاقد هر نوع مدیریت، ساماندهی مناسب و رها از نظارت است. به عبارتی، ساختار نهادی کژکارکرد بازدارنده توسعه گردشگری همراه با حداکثرسازی منافع فردی و اجتماعی بوده و مسبب توسعه گردشگری در روستاهای کوهستانی به نفع شخصی و به زیان ملی است. در حالی که کوهستان ­های ایران میراث طبیعی مشترک همه ایرانیان است و حتی ­الامکان باید این میراث مشترک و ثروت با ارزش بین نسلی با وسواس خاصی مدیریت و حافظت شود؛ چرا که، آثار و عوارض بهره ­برداری غیرمنطقی و مخرب نواحی کوهستانی علاوه بر نواحی مجاور، کل جامعه را  در معرض خسارات جبران­ ناپذیر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قرار خواهد داد.
سیما سعدی،
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

در دهه ­های اخیر با رشد و پیشرفت تکنولوژی و ورود مدرنیزاسیون به جوامع، روستاها در اغلب نقاط جهان و ایران تغییرات زیادی را پشت سر گذاشته و چهره نوظهوری یافته­ اند که این امر سبب تغییر و تحولات بسیاری در زمینه هویت روستایی شده است. از این ­رو، در پژوهش حاضر به تبیین نقش منظر طبیعی و فرهنگی سکونتگاه ­های کوهستانی در شکل­ گیری هویت روستایی، در شهرستان مریوان پرداخته شده ­است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش ۱۰۲۳ خانوار روستایی شهرستان مریوان بود که از آن میان ۲۸۰ خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه­ گیری تصادفی طبقه­ ای بود و روستاهای مورد مطالعه از ۱۸ نقطه روستایی از ۶ دهستان خاوومیرآباد، زریوار، سرکل، سرشیو، کوماسی و گلچیدر انتخاب شدند. برای گردآوری داده­های مورد نیاز، از شیوه ­های مصاحبه و تکمیل پرسشنامه­ ای استفاده شد که اعتبار آن با استفاده آزمون الفای کرونباخ تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ ها از روش مدل­سازی معادلات ساختاری با رویکرد روش حداقل مربعات جزیی و نرم ­افزار Smart PLS۲ استفاده شد. یافته­های پژوهش نشان داد، منظر طبیعی و منظر فرهنگی هر دو بر هویت روستایی تأثیر دارند ولی تأثیر منظر فرهنگی به مراتب بیشتر است. با توجه به تحلیل فضایی داده ­ها در نرم ­افزار ArcGIS با استفاده از ابزار کریجینگ، روستاهای باشماق، کولان و قمچیان بیشترین تأثیر را از نظر منظر طبیعی بر هویت روستایی این مناطق داشته است و روستاهای گلان، نیزل و چور کمترین تأثیر را از جهت منظر طبیعی بر هویت روستایی این مناطق دارا بودند. همچنین روستاهای قمچیان، سیور و جوئین بیشترین تأثیر و روستاهای خیرآباد و چور کمترین تأثیر را از نظر منظر فرهنگی بر هویت روستایی شهرستان مریوان دارا بودند.

زینب علیزاده، عیسی پور رمضان، نصرالله مولایی هشجین،
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

مدیریت روستایی از زمان شکل­ گیری و ارائه خدمات به روستائیان، نقش قابل توجه­ ای در تحولات روستاهای کشور داشته است. از این­ رو، هدف از این مقاله بررسی و تبیین نقش مدیریت محلی در تحولات کالبدی ـ فضایی روستاهای شهرستان رودسر در استان گیلان است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و شیوه جمع­آوری داده­ ها بصورت میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه­ ای بود. جامعه آماری این پژوهش را ۱۸۷ روستای شهرستان رودسر تشکیل می­ دهد که حجم نمونه با شیوه نمونه­ گیری تصادفی ـ سهمیه ­ای براساس نواحی جغرافیایی شهرستان (ساحلی، جلگه ­ای، کوهپایه­ ای و کوهستانی) محاسبه شد که مجموعاً شامل ۲۰ درصد از روستاهایی بود که دارای دهیاری هستند. این روستاها پس از طبقه­ بندی در سه طبقه جمعیتی انتخاب شدند و در مجموع ۳۴۵ پرسشنامه در سطح ۳۶ روستا تکمیل شد. برای تحلیل داده­ ها از نرم­افزار SPSS۲۰ و آزمون t تک نمونه ­ای استفاده شد. یافته ­ها نشان داد شهرستان رودسر نیز همانند شهرستان­ های دیگر استان گیلان دارای مدیریت در قالب دهیاری است. مردم روستا دارای کمبودها و مشکلاتی در امور نهادی و مدیریتی هستند و به طورکلی وضعیت مدیریت در روستا در حد متوسط تا بسیار خوب قرار دارد. موضوع تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی در شهرستان رودسر و حتی در اغلب نواحی استان گیلان به‌واسطۀ ماهیت انبوه و خودجوش گردشگری به وضوح قابل مشاهده است (ساخت مجتمع­ های رفاهی، پارک­ های روستایی و غیره). همچنین، بر طبق نتایج، مشارکت و همکاری روستاییان با دستگاه­ های ذیربط در نگهداری و تسطیح راه­ های واقع در حریم اراضی روستا دارای بالاترین درجه اهمیت و بهبود وضع محیط زیست روستا برای رفاه ساکنان محلی پایین­ ترین رتبه اهمیت را در نقش مدیریت محلی در تحولات کالبدی ـ فضایی روستاها داراست.

عقیل خالقی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۹ )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر تحلیل نگرش و ادراک ذهنی روستاییان در خصوص مقوله متروک شدن، افول و انحطاط روستایی مناطق کوهستانی در شهرستان ورزقان است. این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از حیث  ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی بوده و در بستر «روش تحقیق آمیخته» از دو مؤلفه روش‌شناختی (کیفی و کمی) بهره برده است. در این پژوهش، حجم نمونه در بخش کیفی شامل ۲۶ نفر از مطلعین کلیدی است که براساس نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند و در بخش کمی به روش نمونه‌گیری آسان و از نوع غیراحتمالی ۱۱۸ نفر از روستاییان ساکن در شهرستان ورزقان جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. به منظور کدگذاری و تحلیل داده‌های کیفی از نرم‌افزار مکس‌کیودا و برای تحلیل داده‌های کمی از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و از نرم­ افزار لیزرل استفاده شد. یافته­ ها نشان داد که کاهش فرصت‌های شغلی، مهاجرت، کاهش جمعیت و کاهش تقاضا برای کالا و خدمات به ترتیب چرخه‌ای را شکل می‌دهند که باعث متروک شدن روستاها و افول و انحطاط آن می‌شود. «چندپارگی اراضی مزروعی»، «شکاف درآمدی»، «ملی شدن مراتع»، «نبود الگوی کشت مناسب»، "فرآیند تغییر کاربری زمین های کشاورزی" و "تمرکزگرایی امکانات و نابرابری های منطقه ای توسعه" از تأثیرگذارترین متغیرها در شکل‌گیری این چرخه در شهرستان ورزقان شناسایی شد.

حمید جلالیان، سعید نصیری زارع،
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده

الگوی مکانی سکونتگاه‌های روستایی مناطق کوهستانی در مقایسه با دیگر مناطق جغرافیایی، محدود و ناپایدار است. با توجه به الگوهای ناپایدار زندگی در این مناطق، شناخت واقعیت‌های زیستی آنها می‌تواند نقش مهمی در بازساخت آینده فضاهای زیست‌پذیر داشته باشد. پژوهش حاضر، با توجه به ادبیات محدود در این زمینه، به تحلیل الگوی مکانی- فضایی زیست‌پذیری در ناحیه روستایی کوهستانی دهستان چورزق در شهرستان طارم استان زنجان پرداخته است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر الگوی چهار بُعدی از زیست‌پذیری و توسعه مکان‌های پایدار است. جامعه مورد مطالعه (سطح تحلیل) شامل سکونتگاه‌های کوهستانی دهستان چورزق (۲۳ نقطه روستایی) بوده است و حجم نمونه (خانوارها) با توجه به فرمول کوکران ۱۳۱ نمونه به دست‌ آمد که توزیع آن در میان روستاها براساس انتساب متناسب با تعداد خانوارها در هر روستا بود و نمونهگیری نیز با روش تصادفی ساده انجام شد. اطلاعات و داده‌های لازم به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی (با ابزار پرسشنامه) گردآوری شد. تحلیل آماری داده‌های پرسشنامه با آزمون T تک نمونه‌ای انجام گرفت؛ سپس به منظور تعیین الگوی مکانی- فضایی زیست‌پذیری در سکونتگاه‌های روستایی، امتیاز زیست‌پذیری مناطق در مدل ویکور  به دست آمد و با مدل فضایی لکه‌های داغ تحلیل گردید. نمودارها و نقشه‌های مورد نیاز در محیط نرم‌افزاری GIS ترسیم گردید. با توجه به نتایج پژوهش، شاخص‌های زیست‌پذیری در تمامی ابعاد از نظر جامعه محلی پذیرفته هستند و مناطق مورد مطالعه از نظر زیست‌پذیری محیطی در شرایط مطلوبی قرار دارند. به لحاظ زیست‌پذیری و الگوی فضایی آن تنها مناطق شرقی منطقه مورد مطالعه از یک الگوی منظم خوشه‌ای برخوردار است. همچنین، میان عوامل مکانی و شاخص‌های زیست‌پذیری رابطه معنی‌داری وجود دارد که در این میان، عوامل مکانیِ ارتفاع و شیب، نقش بیشتری داشته‌است.

حسنعلی فرجی سبکبار، بهمن طهماسی، فاطمه سلیمی،
دوره ۲، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

مشارکت به عنوان یکی از شاخص‌های مهم توسعه پایدار شناخته می‌شود. طی دهه‌های گذشته مشارکت زنان به شکل قابل توجهی در فرایند برنامه‌های توسعه در دستور کار قرار گرفته شده است. چراکه صاحب نظران معتقد هستند بدون مشارکت فعال زنان در تمامی عرصه‌ها هیچ توسعه‌ای کامل و پایدار نخواهد بود. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل مهمترین موانع و چالش‌های پیش روی مشارکت زنان در مدیریت روستاهای دهستان لواسان کوچک است. روش‌شناسی این مقاله به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و شیوه تحلیل از نوع توصیفی _ تحلیلی است. در این پژوهش به منظور گردآوری اطلاعات به صورت تلفیقی از روش‌های کتابخانه‌ای و اسنادی و روش‌های میدانی و تکمیل پرسشنامه با توجه به شاخص‌های استخراج شده از مطالعات نظری استفاده شده است که این موضوع روایی علمی شاخص‌ها را نشان می‌دهد. و جهت اعتبار سنجی گویه‌های پرسشنامه از آلفای کرونباخ(۷۸/۰) استفاده شده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل جمعیت زنان ۱۵ آبادی دارای سکنه در دهستان لواسان کوچک است. جمعیت زنان دهستان لواسان کوچک برابر با ۲۵۹۵ نفر بوده است. که از این تعداد بر اساس فرمول کوکران ۳۳۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است و بر اساس حجم نمونه تعداد پرسشنامه‌ها در هر روستا تعیین و توزیع گردید. جهت تحلیل داده‌ها از روش تحلیل عاملی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد هشت عامل؛ ساختارهای اجتماعی، ویژگی‌های فردی زنان، عدم مهارت و آگاهی کافی، دسترسی محدود، فرهنگ و سنت، نابرابری در فرصت‌ها، محدودیت تردد و جبر و وابستگی به عنوان مهمترین موانع و چالش‌های مشارکت زنان در مدیریت روستایی دهستان لواسان کوچک شناسایی شده‌اند.

اکبر شربتی، عبدالحمید نظری، مصطفی طالشی، سیدمهدی موسی کاظمی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۰ )
چکیده

یکی از  جلوه های بارزگردشگری روستایی دردهه های اخیر،  پدیده " گردشگری خانه های دوم "است. این نوع گردشگری در فضاهای روستایی ،تفاوت وتنوع در  انگیزه ها و مدت اقامت تابعی از تباینات طبیعی ، فاصله مکانی ، خاستگاه اولیه  گردشگران و ساختارهای اجتماعی، اقثصادی ، فرهنگی  گردشگران خانه های دوم می باشد.این پژوهش باگونه شناسی گردشگری خانه های دوم به ارزیابی  اثرات و پیامدهای محیطی- کالبدی آن را در نواحی روستایی غرب استان گلستان می پردازد . این تحقیق ازحیث هدف کاربردی واز نظرروش انجام  توصیفی تحلیلی است. داده های آن به روش پیمایشی ومبتنی بر پرسش نامه و مصاحبه جمع آوری شده است.  جامعه نمونه پژوهش شامل سرپرستان صاحبان خانه های دوم ،خانوارهای محلی  ومدیران روستایی  ساکن به ترتیب ۳۶۰ ،  ۱۴۴  خانوار و ۱۰نفر دهیار می باشد . روستاهای نمونه در ناحیه پژوهش بر اساس همگنی گردشگری خانه های دوم و گسترش آنها در نواحی کوهستانی ، پایکوهی و جلگه یی به روش "خوشه یی" تعیین شده است. نتایج پژوهش از دیدگاه  جامعه محلی نشانگر وجودتباینات ساختاری محیط روستا و  خاستگاه  و انگیزه های گردشگران  برکارکردها وتنوع گونه های گردشگری خانه های دوم است. رونق گردشگری خانه­های دوم با تغییرات محیطی کالبدی ازدیدگاه مردم محلی و مدیران روستایی از رابطه مثبت واز منظر صاحبان خانه­های دوم دارای رابطه بالعکس است. میزان تاثرگذاری گردشگری خانه های دوم بر ابعاد محیطی- کالبدی روستاها در تیپ کوهستانی ییلاقی- جنگلی نسبت به روستاهای تیپ جلگه ای بیشتر است.
عماد صفری سیاهکلرودی، ابراهیم عباسی، محمد علی نسیمی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۱ )
چکیده

توسعه بخش گردشگری، به ویژه برای کشورهای در حال توسعه که با معضلاتی همچون میزان بیکاری بالا، اقتصاد تک محصولی و غیره مواجه هستند از اهمیت فراوانی برخوردار است. ارزش ویژه برند ابزاری برای اندازه گیری تاثیرگذاری تلاش های بازاریابی انجام شده در گذشته و حال و پیش بینی عملکرد برند در آینده را فرآهم می کند. هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه مولفه های مدل بازاریابی گردشگری روستایی در شهرستان رودسر با ارزش ویژه برند مقصد بوده است. به منظور اجرای پژوهش از رویکرد کمی، مدل سازی معادلات ساختاری و پرسشنامه ارزش ویژه برند مطابق مدل آکر استفاده شده است. برای تکنیکهای آماری، با توجه به این که جامعه آماری مورد استفاده نامحدود است، با کمک از جدول کرجسی و مورگان برای جوامع با بیش از یکصد هزار نفر با سطح دقت ۰۵/۰ نمونه مورد نظر برابر ۳۸۴ نفر می‌باشد، این نمونه شامل همه دست اندرکان و مرتبطین گردشگری روستایی و گردشگرانی که حداقل یک بار به مناطق روستایی استان گیلان سفر نموده اند می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد همه ۱۱ مولفه مدل بازاریابی گردشگری روستایی در شهرستان رودسر که شامل: جاذبه ها، زیرساخت، فرهنگ، سرمایه گذاری، موقعیت زیست محیطی، قابلیت دسترسی به امکانات، نیروی انسانی ماهر، هزینه سفر، ترفیع، قوانین و مقررات و آموزش می باشد با ارزش ویژه برند مقصد رابطه مثبت و معناداری داشته و سرمایه گذاری با توجه به ضریب مسیر(۷۳/۰) و آماره t (۱۲/۸) و هزینه سفر با توجه به ضریب مسیر(۴۲/۰) و آماره t (۲۴/۵) به ترتیب مهم ترین و کم اهمیت ترین عوامل در ارزش ویژه برند مقصد شناسایی گردید. 

علی اکبر عنابستانی، رقیه کلاته میمری،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۱ )
چکیده

توسعه­ی هوشمند تضمینی است در این‌که توسعه­ی محلات، شهرها، مناطق و توسعه مسکن ازلحاظ اقتصادی دقیق، مسئول محیط‌زیست و حامی جامعه برای توسعه زیست­پذیری است که نتیجه­ی آن افزایش کیفیت زندگی می­باشد. تحقیق حاضر با هدف تحلیل پیشران‌های کلیدی مؤثر در شکل‌گیری توسعه هوشمند روستایی با استفاده از مدل کیفی شوارتز در شهرستان جوین تدوین‌شده است. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی بوده و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل کیفی شوارتز استفاده‌شده است. نتایج حاصل از تحقیق به تفکیک ابعاد بدین‌صورت می‌باشد: در بعد اقتصاد خلاق روستایی: کاهش هزینه‌های خدمات‌رسانی به روستاها و امکانات و تأسیسات زیربنایی با توسعه فشرده، کاهش هزینه‌ها و حمل‌ونقل کارآمد در روستا، ایجاد جوامع خوداتکا با بهبود خدمات و امکانات موردنیاز در روستا، ایجاد شرکت‌ها و تشکل‌های مردم‌نهاد در روستا، راه‌اندازی و رشد کسب‌وکار محلی در روستا، جذب فعالیت‌های اقتصادی جدید در روستا، در بعد کالبدی فضایی: افزایش سهم و سرانه کاربری مسکونی (واحدهای جدید و بزرگ‌مقیاس) در روستا، افزایش سرانه فضای سبز و پارک‌ها در روستا، دسترسی به فضای باز و مناظر طبیعی متنوع در روستا، در بعد اجتماعی فرهنگی: افزایش تراکم خالص و ناخالص جمعیت و خانوار در محدوده خدماتی روستا، ایجاد توازن بین مشارکت بخش دولتی و خصوصی در فعالیت‌های عمرانی روستا، توسعه روابط متقابل روستا با بیرون (ارتباط با مؤسسات و شرکت‌های تجاری، جریان بازار کار و حرکت سرمایه به‌ویژه شهرهای بزرگ و میانی)، پیشران‌های کلیدی در شکل­گیری توسعه هوشمند روستایی و  پیشران‌های بحرانی اثرگذاری- عدم اطمینان توسعه هوشمند روستایی در افق۱۴۱۰ می­باشند. نوآوری تحقیق حاضر در موضوع و همچنین مدل استفاده‌شده در تجزیه‌وتحلیل‌های تحقیق می‌باشد.

نسرین فرجی درخانه، نصرالله مولایی هشجین، محمدباسط قریشی، عیسی پور رمضان،
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده

مهمترین ویژگی ساختار اقتصادی روستاهای کشور، فقدان تنوع در بسترهای اقتصادی و فرصت­های شغلی است. در این راستا، رویکرد متنوع سازی فعالیت های اقتصاد روستایی به عنوان راهکاری مفید که بسیاری از نظریه پردازان توسعه به منظور کاهش اثرات این ساختار و در چارچوب الگوی توسعه پایدار بر آن تأکید دارند، ارائه شده است.برهمین اساس در این پژوهش به بررسی این مساله و تحلیلی پیرامون موانع و عوامل بازدارنده و تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی  روستاهای شهرستان ماسال پرداخته شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و نظر ماهیت انجام آن توصیفی-تحلیلی و از نظر روش شناسی کمی و کیفی می باشد. جامعه آماری تحقیق نیز ۶۸ نفر از دهیاران و کارشناسان دستگاه های اقتصادی نواحی روستایی شهرستان ماسال می باشند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته می باشد که گویه های آن با نظرات کارشناسی و اساتید دانشگاهی تهیه و تنظیم گردید. با توجه به اینکه میزان آلفای کرونباخ برای تمامی متغیرهای تحقیق برابر ۰,۸۹۲ بدست آمده ، پایایی پرسشنامه مورد تایید قرار گرفته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که ۳۲ عامل بازدارنده در متنوع سازی فعالیت های اقتصادی روستاهای شهرستان ماسال نقش دارد . همچنین، ضرایب بتا استاندارد شده مربوط به ساختارهای نهادی- مدیریتی برابر با ۵۹۵/۰ به دست آمده است که نسبت به سایر متغیرهای مستقل وارد شده در مدل رگرسیون دارای بیشترین مقدار می باشد. بنابراین میتوان گفت که از میان موانع موجود، موانع نهادی- مدیریتی، عمده ترین مانع فراروی متنوع سازی فعالیتهای اقتصادی روستاها بوده است.

وحید ریاحی، جواد زحمت کش ممتاز،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده

در سال‌های اخیر، یک تحول پارادایمی در رویکرد برنامه ریزی از " بالا به پایین" به سمت برنامه‌ریزی " پایین به بالا " صورت پذیرفته است. بنابراین , یک تغییر اساسی از راهبردهای تحمیلی به یک رویکرد مشارکتی توسط جوامع محلی صورت پذیرفته است. بر این اساس هدف این مطالعه دارای دو رویکرداست : اول درک جامعه محلی روستای سیجان نسبت به خطرات سیل و ثانیا بررسی چگونگی واکنش آنان در مقابله با بحران سیل و اینکه چگونه این دانش می‌تواند در برنامه‌ریزی و مدیریت بلایای آینده  در روستای سیجان شهرستان کرج مورد استفاده قرار گیرد.روش این پژوهش کاربردی، اکتشافی، توصیفی و تحلیلی است. از جنبه هدف نیز  رویکرد این مقاله کاربردی می باشد از جنبه جمع آوری اطلاعات به ویژه شناسایی زمینه های مشارکت روستاییان در کاهش مخاطرات ناشی از سیل، تحقیق از نوع اکتشافی است. به لحاظ توصیف ویژگیهای جامعه مورد مطالعه و فرآیند توسعه مدیریت مشارکتی در مناطق روستایی از نوع توصیفی است. به منظور دستیابی به این اهداف، ارزیابی روستایی مشارکتی ( pra )، مصاحبه‌ها و مشاهدات به عنوان تکنیک جمع‌آوری داده‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. سپس با مشارکت اهالی روستا  نسبت به تدوین مدل آسیب پذیری روستائیان از سیل روستای سیجان بر اساس رویکرد مشارکتی اقدام گردید.همچنین به منظور ارزیابی اهمیت و ارتباط عوامل کاهنده سیل روستای سیجان نظرات مشارکت کنندگان در قالب طیف لیکرات استخراج و در قالب نمودار ون تدوین گردید. این مطالعه نشان داد که در میان شرکت کنندگان اتفاق‌نظر وجود دارد که سیل یک فرآیند طبیعی است، اما فعالیت‌های انسانی خطرات سیل را افزایش می‌دهند.همچنین در این مطالعه مشخص گردید که مردم روستای سیجان استراتژی‌هایی را پیشنهاد کردند که باید برای مقابله با مخاطرات ناشی از سیل در آینده مورد استفاده قرار گیرند . این استراتژی­ها می تواند در شرایط محتمل وقوع بحران مورد توجه قرار گرفته و زمینه را برای جلوگیری از  کاهش اثراث وقوع بحران در آینده در سطح منطقه فراهم آورد

منصوره امیری،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده

هر بحران بزرگی از جمله بیماری­های همه­گیری همچون ویروس کرونا فرصت­هایی را برای بازنگری در سیستم­های جوامع (اجتماعی، اقتصادی و آموزشی) ایجاد کرده و آن­ها را در برابر شوک­های بعدی مقاوم­تر می­کند. این امر، در مورد مناطق روستایی نیز صادق است، به­طوری­که شیوع بیماری کرونا جوامع روستایی را با چالش­های مختلفی مواجه کرده است و در نتیجه توسعه روستایی پس از کرونا نیازمند الگوها و سیستم­های متفاوتی برای آموزش و برنامه­ریزی برای مناطق روستایی می­باشد. بدین­سان، هدف از این پژوهش بررسی کاربرد روش­های آموزشی یادگیری مبتنی بر مبایل (Mobile Learning) در توسعه روستایی پس از کرونا روستای امیر شهرستان الشتر است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را روستاییان امیر شهر الشتر به تعداد ۱۶۲۶ نفر (سرشماری ۱۳۹۵) تشکیل می­دهند که از این میان با توجه به فرمول کوکران ۳۱۰ نفر به عنوان حجم نمونه به شیوه نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده­ها نیز از آزمون­های همبستگی و مقایسه میانگین استفاده شد. یافته­ها نشان داد که میزان تمایل روستاییان به استفاده از روش مبایل لرنینگ (یادگیری مبتنی بر مبایل) در آموزش­های برنامه­های توسعه روستایی در دوران پس از کرونا در حد بالایی است. توجه به ویژگی­هایی نظیر یادگیری خرد، تکرار با فاصله، آموزش دیگر روستاییان به یکدیگر، آموزش در لحظه، بازی­سازی، ابزار متنی نوشتاری موبایل، یادگیری ریسپانسیو و یادگیری از همه جا رابطه معنی­داری با توسعه روستایی پس از کرونا در روستای امیر الشتر دارد. همچنین بین نگرش افراد با سطح تحصیلات مختلف تفاوت معنی دار در کاربرد روش آموزشی میابل لرنینگ در برنامه­های توسعه روستا وجود داشت.   
 
امیر خنجری عالم، داوود مهدوی، داوود شیخی، مصطفی طالشی،
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده

امروزه نواحی روستایی به دلیل شرایط خاص اکولوژیکی و اقتصادی - اجتماعی با مسائل و مشکلات متعدد و متنوعی مواجه هستند که فقر و محرومیت از  مهمترین آنهاست. در این راستا،کارآفرینی با خلق فرصتهای جدید  اشتغال و کسب درآمد،می تواند نقش مؤثری در بهبود وضع اقتصادی و معیشتی روستاها داشته باشد؛ بنابراین، سنجش وضعیت کارآفرینی روستاییان و تلاش برای توسعه و تقویت آن در فرایند توسعۀ روستایی از طریق شناسایی عوامل پیش برنده آن، اهمیت ویژ ه ای دارد.پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران‌های موثر بر وضعیت آینده توسعه کارآفرینی روستایی در شهرستان الشتر و چگونگی تأثیرگذاری این پیشران‌ها بر یکدیگر انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت، بر اساس روش علم آینده‌پژوهی، تحلیلی و اکتشافی و بر اساس هدف کاربردی است که در دو مرحله تعیین شاخص‌های کلیدی از طریق روش دلفی و شناسایی پیشران‌ها بر اساس نظرخواهی از نخبگان اجرایی و دانشگاهی متخصص در حوزه کارآفرینی  با استفاده از نرم‌افزار MicMac  و بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع انجام شده است. یافته‌ها بر اساس وضعیت صفحه پراکندگی عوامل نشان داد، سیستم ناپایدار است و بیشتر عوامل در اطراف محور قطری صفحه پراکنده هستند. همچنین نتایج نشان داد که از بین ۲۴ عامل در نظر گرفته شده، در نهایت با توجه به امتیاز بالای تأثیرگذار و تأثیرپذیری مستقیم ۱۴ عامل به عنوان خروجی میک مک ، در آینده توسعه کارآفرینی روستایی شهرستان نیر تأثیرگذار هستند. نتایج نشان داد که از بین ۱۴ عامل پیشران، عوامل دسترسی به بازار مناسب برای عرضه تولیدات محلی و بومی به مصرف کنندگان، ایجاد و توسعه نهادها و سازمان‌های محلی مرتبط با کارآفرینی، سرمایه گذاری در خدمات آموزشی، ترویجی و اطلاع رسانی،  دسترسی به اعتبارات بانکی و تسهیلات دولتی، تأثیرگذاری بالاتری بوده و از اهمیت بیشتری برخوردار بودند. در نهایت با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که توجه کافی به عوامل کلیدی و تاثیرگذار، اولویت بندی و مدنظر قرار دادن روابط آن‌ها با یکدیگر می‌تواند زمینه ساز تحقق و توسعه و تکامل مطلوب و الگومدار توسعه کارآفرینی روستایی در شهرستان الشتر باشد.

افشین یگانه، آذر بکائی، یاسر رزمجو،
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده

ایجاد و گسترش سکونتگاه‌های روستایی تحت تاثیر عوامل گوناگونی است، این عوامل به دو دسته عوامل طبیعی و انسانی تقسیم می‌شوند، که تاثیر آنها بر ساخت و الگوی این سکونتگاه­ها غیرقابل انکار است. تغییرات صورت گرفته در الگو و شیوه معماری مسکن روستایی بسیار زیاد و به شکل‌های مختلفی رخ داده است. بررسی نقش عوامل طبیعی و انسانی در الگوی مسکن روستایی و تعیین میزان همبستگی این عوامل با مسکن روستایی هدف عمده پژوهش حاضر می باشد. روش تحقیق در این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی می­باشد. در بخش اول نتیجه مطالعات نشان می‌دهد، عوامل طبیعی نقش بسیار موثری در­ الگوی مسکن روستایی در این منطقه داشته است. از این رو در بین عوامل طبیعی، توپوگرافی خاص منطقه، نقش پر رنگتری نسبت به دیگر عوامل محیطی داشته‌ است. در بین عوامل انسانی نیز  عامل فرهنگی_اجتماعی بیشترین تاثیر را بر الگوی مسکن روستایی داشته است. جامعه آماری تحقیق ۵ روستای پلکانی شهرستان خلخال با ۱۰۶۵۰ نفر جمعیت در قالب ۱۹۴۰ خانوار می‌باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران ۳۲۰ خانوار روستایی انتخاب شده است، که به صورت نمونه‌گیری تصادفی مورد پرسشگری قرار گرفتهاند. برای تحلیل داده‌ها از روش همبستگی پیرسون و اسپیرمن و رگرسون چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS کمک گرفته شده است. نتایج حاصل نشان میدهد که ارتباط معنیدار و نسبتا قوی با ضریب ۶۷۵/۰ بین عوامل انسانی و الگوی مسکن روستایی در محدوده مورد مطالعه وجود دارد، به نحوی که شاخص فرهنگی اجتماعی حدود ۸/۵۸ درصد بر الگوی مسکن را تبیین میکند.

جمشید عینالی، سکینه آذرخش،
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده

هدف تحقیق بررسی نقش پیوندهای روستا- شهری و تاثیرگذاری آن در اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری در دهستان حصار ولیعصر (شهرستان آوج- استان قزوین) است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی مبتنی بر تحلیل داده­های آماری رسمی و داده­های پرسشنامه­ای است. جامعه آماری پژوهش را سرپرستان خانوار ساکن در روستاهای دارای خانه­های دوم گردشگری تشکیل داده­اند که براساس داده­های سرشماری نفوس و مسکن (۱۳۹۵) بالغ بر ۱۱۶۳ مورد بود که با استفاده از فرمول کوکران ۲۸۵ مورد به عنوان نمونه انتخاب شده است. برای تجزیه و تحلیل داده­های پرسشنامه­ای از آزمون­های t  تک نمونه­ای و t دو نمونه­ای استفاده شده است. نتایج تحلیل داده­های آماری رسمی نشان داد که جمعیت روستاهای نمونه تا سال ۱۳۸۵ روند کاهشی و بعد از آن در دوره ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ روند افزایشی محسوسی را نشان می­دهد که نتیجه آن را می­توان در تعداد واحدهای مسکونی در روستاهای نمونه مشاهده کرد. نتایج تحلیل داده­های پرسشنامه­ای نشان داد که پیوندهای روستا- شهری از طریق بهبود ارتباطات و فناوری­های ارتباطی، توسعه زیرساخت­های عمومی و افزایش سرمایه­گذاری در روستا به ترتیب با مقدار میانگین ۳۶/۴، ۱۷/۴ و ۰۷/۴ بیشترین تاثیر را در توسعه اقتصاد روستایی در اثر گردشگری برجا گذاشته است. نتایج حاصل از بررسی دو گروه روستاهای (واقع بر روی محور اصلی ارتباطی جاده­ای و دارای فاصله از راه اصلی) در محدوده دهستان نشان داد که دو شاخص "جذب طبقه و گروه­های خلاق" و "زیرساخت­های عمومی گردشگری" تفاوت معناداری در بین دو گروه مورد مطالعه وجود دارد. 

منوچهر آقایی هشجین، نصرالله مولایی هشجین، عیسی پوررمضان،
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۲ )
چکیده

توسعه روستایی بخشی از برنامه­های توسعه در هر کشوری محسوب می­شود که در جهت دگرگون سازی ساختار جامعه روستایی به کار می رود و می­تواند عاملی مهم در بهبود شرایط زندگی افراد، بالاخص قشر کم درآمد روستا و خودکفایی آنها محسوب گردد. با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل بازدارنده توسعه روستایی به دنبال ارائه راهکارهای مناسب در زمینه دستیابی به توسعه روستایی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه سکونتگاه­های روستایی شهرستان خلخال(۱۵۰ روستا) واقع در سه بخش خورش رستم، شاهرود و مرکزی می باشد که تمام شماری شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و با کمک ابزار پرسشنامه اطلاعات در پنج بعد محیطی-اکولوژیک، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، کالبدی-فضایی و مدیتی-نهادی جمع آوری و به کمک شیوه SWOT تحلیل شده است. نتایج نشان داد، ۳۴  عامل بازدارنده توسعه روستایی در روستاهای شهرستان خلخال شناسایی شد، که این عوامل بر اساس درجه اهمیت سطح بندی شده و نتایج نشان داد،  ۶ عامل در سطح یک، ۵ عامل در سطح دو، ۷ عامل در سطح سه و ۱۶ عامل در سطح چهار اهمیت قرار دارند، در ادامه نیز به کمک ماتریس کمی برنامه­ریزی استراتژیک مشخص شد، عواملی از جمله: شناسایی دقیق منابع گردشگری، جلوگیری از مهاجر فرستی ، کاهش بیکاری و بویژه بیکاری فصلی در سطح شهرستان از مهمترین عواملی هستند که تمرکز بر آنها و تلاش برای محو و یا کمرنگ کردن آنها امکان حصول به توسعه روستایی در محدوده مورد مطالعه را تسریع می بخشد.
 
جعفر محمدی برزگر، محمدرضا سلیمی سبحان،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده

هدف تحقیق پیش رو شناسایی سیاست‌ جنایی مشارکتی پلیس در شهرستان بویین زهرا در پیشگیری از جرایم می‌باشد. داده‌ها از طریق روش آمیخته(کیفی/ تحلیل مضمون پیمایشی به شیوه استقرایی و روش کمی/ توصیفی) گردآوری شده است. نوع روش آمیخته، اکتشافی بوده است دربخش کیفی از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شده است. بر این اساس کارشناسان انتظامی قزوین و بوئین زهرا به تعداد ۲۴نفر شناسایی و پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته از نرم افزارمکس کیودا برای تحلیل یافته ها استفاده گردید. روایی یافته‌ها از طریق نظر سایر خبرگان(تکنیک تثلیث) و پایایی آن از طریق هدایت دقیق جریان مصاحبه، تفسیر مصاحبه‌های همگرا و نظر خبرگان انجام پذیرفت. در بخش کمی به منظور سنجش یافته‌ها و آگاهی از وضعیت موجود و اولویت‌بندی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری مطابق فرمول کوکران با توجه به ظرفیت نیروی انسانی شهرستان ۶۸ نفر انتخاب شد. روایی برسشنامه از طریق روایی منطقی، روایی سازه و پایایی از طریق آلفای کرونباخ تایید شده و تجزیه و تحلیل داده‌ها با ارایه جداول و تفسیر یافته‌ها با نرم افزارspss صورت گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان داد که سیاست جنایی مشارکتی پلیس در این شهرستان از ۹ مضمون آموزش عمومی، برنامه‌های فرهنگی، نفوذ جامعه محلی، پیشگیری جامعه محور، همکاری بین‌سازمانی، عدالت ترمیمی، پیشگیری انتظامی، پیشگیری وضعی و پیشگیری کیفری تشکیل شده است.
 
فرشته حافظی، مسعود بیژنی، عنایت عباسی،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده

شبکه­های حمل و نقل به عنوان یکی از زیرساخت­های اساسی هر کشوری مطرح بوده و از جنبه­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست­محیطی حائز اهمیت هستند. آزادراه­هـا به­عنـوان یکی از مهمتریـن زیرسـاخت­های حیاتـی، بـه لحـاظ شـرایط فنـی ـ فیزیکـی و در صـورت دارا بـودن کیفیـت محیطـی می­توانند ازجملــه عناصر مهم تمدن و پیشرفت هــرکشور به حساب آیند. هدف از این پژوهش بررسی  اثرات احداث آزادراه خرم آباد ـ اراک  بر مناطق روستایی با تأکید بر محورهای توسعه پایدار می­باشد. روش­شناسی در این پژوهش از نوع کیفی (نظریه داده بنیاد) می‌باشد. نمونه‌ها به صورت هدفمند و با روش گلوله­برفی به تعداد ۱۹ نفر از بین ساکنان محلی، کارگران، مهندسان مشاور و کارکنان اداره راه و شهرسازی انتخاب شدند. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد احداث آزادراه در مجموع باعث ایجاد آثار اقتصادی و اجتماعی و نهادی مثبتی در روستاهای همجوار گردیده است، به طوری که باعث کاهش استهلاک خودروها وکاهش مصرف سوخت، کاهش طول مسیر، افزایش سرعت در انتقال محصولات کالاهای کشاورزی، اشتغال­زایی برای افراد بومی و افزایش تنوع شغلی در منطقه، افزایش ایمنی و کاهش تصادفات و تلفاتی انسانی، دسترسی مناسب برای حضور گردشگران و افزایش نظارت نیروهای اداری بر منطقه شده است. اما در بعد زیست­محیطی و در زمینه کشاورزی آثار این طرح شامل انتشارگازهای ‌سوخت­های فسیلی‌ ماشین­آلات و گردوغبار و آلودگی صوتی ناشی از فعالیت خودروها و ‌ماشین­آلات، تولید زباله در اطراف ‌کارگاه­های ‌موقت خصوصی ‌و‌کارگری، تغییر کاربری زمین­های کشاورزی و قطع درختان و  غیره می­باشند که منفی ارزیابی می­شوند.

صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق