Journal of Geographical Studies of Mountainous Areas

Journal of Geographical Studies of Mountainous Areas

Analysis of the socio-spatial segregation of ethnic groups in Ashkhaneh city

Document Type : Original Article

Authors
1 Bojnord
2 University of Abarkouh
10.22034/gsma.2025.2046856.1043
Abstract
مقدمه

جدایی‌گزینی‌ اجتماعی-فضایی در سطح محله‌های شهری یکی از ظواهر مهم نابرابری فضایی در شهرها شناخته می‌شود و می‌توان با فراهم آوردن ابزارهایی کارآمد، امکان ارزیابی و تحلیل دقیق وضعیت و شدت نابرابری‌های یادشده را پدید آورد.

آشخانه، مرکز شهرستان سملقان در خراسان شمالی است و برآورد می‌شود جمعیت آن در سال 1403 نزدیک به 30 هزار تن باشد و چهار قومیت فارس، کرد، ترک و ترکمن در این شهر زندگی می‌کنند. در سال‌های اخیر با ورود جمعیت مهاجر روستایی به این شهر و همچنین خارج شدن شماری از ساکنان آشخانه که به شهرهای بزرگ‌تر به ویژه بجنورد مهاجرت کردند؛ ترکیب قومی جمعیت آشخانه تغییر کرد.

هدف اصلی این پژوهش سنجش وضعیت جدایی‌گزینی اجتماعی-فضایی گروه‌های قومی در سطح محله‌های شهر آشخانه و تحلیل چگونگی تغییر و روند تحول آنها در سال‌های اخیر می‌باشد. به این منظور پرسش اصلی این پژوهش به این شکل صورت‌بندی می‌شود که ابعاد اجتماعی-فضایی جدایی‌گزینی سکونتی قومیت‌های ساکن در محله‌های شهر آشخانه در چه وضعی است و چگونه تغییر می‌کند؟

روش‌شناسی

روش تحقیق مورد نظر، توصیفی تحلیلی و به لحاظ معرفت‌شناسی، با رویکرد کمی است. با توجه به آنکه روند تغییر وضعیت جدایی‌گزینی سکونتی در سال‌های گذشته و با تأکید بر دورة زمانی دهة گذشته مورد نظر بوده است، آمار جمعیتی و ترکیب آن در دوره‌های سرشماری پیشین به دست آمد. در طرح جامع آشخانه این شهر به شش محله تقسیم شد که به عنوان بلوک‌های آماری، واحدهای فضایی این پژوهش را شکل دادند.

با توجه به پیچیدگی و چندبعدی بودن مفهوم جدایی‌گزینی سکونتی و با تأکید بر ابعاد اجتماعی-فضایی آن، شاخص‌های متفاوتی به کار گرفته می-شود. شاخص‌هایی که با استفاده از نرم‌افزار GSA اندازه‌گیری شده‌اند، عبارتند از: شاخص عدم‌تشابه دوگروهی، شاخص جدایی‌گزینی و شاخص‌هایی که با بهره گرفتن از نرم‌افزار GIS اندازه‌گیری و تحلیل شده‌اند عبارت هستند از: شاخص آنتروپی (شانون) و شاخص I محلی موران.

یافته‌ها

نتیجة محاسبة شاخص عدم‌تشابه برای هر یک از گروه‌های قومی ساکن در شهر آشخانه، به صورت نقشه‌هایی ارائه می‌شود که بر اساس آن می‌توان روند تغییر شاخص یادشده را اندازه‌گیری کرد. وضعیت شاخص محاسبه‌شده برای گروه قومی ترکمن، با وضعیت این شاخص برای گروه‌های قومی دیگر تفاوت آشکاری نشان می‌دهد. برخلاف گروه‌های قومی دیگر، در سال 1385 توزیع فضایی سکونتی گروه قومی ترکمن، همگن نبوده است. این عدم-تعادل در سال 1395 شدت بیشتری پیدا کرد و در سال 1402 شاخص عدم‌تشابه برای گروه قومی ترکمن نشانگر افزایش تعداد واحدهای فضایی درگیر در عدم‌تعادل فضایی سکونتی است و برای نخستین بار به اندازة قابل توجهی می‌رسد.

از طرف دیگر مقدار شاخص جدایی‌گزینی با دسترسی مرزی برای گروه‌های قومی در سطح شهر آشخانه، مؤید بروز پدیدة جدایی‌گزینی فضایی و سکونتی میان گروه‌های قومی می‌باشد. به‌ویژه دربارة گروه‌ قومی ترکمن،‌ مقدار این شاخص، به نسبت بالاست که نشان‌دهندة شدت بیشتر جدایی میان گروه‌ یاد شده از سایر گروه‌های اجتماعی قومی است.

وضعیت شاخص آنتروپی دربارة توزیع فضایی گروه‌های قومیتی ترکمن،‌ ترک و فارس به طور نسبی وضعیتی با حد بالایی از تنوع را نشان می‌دهد. به ویژه دربارة قومیت ترکمن، توزیع فضایی جمعیت در سراسر فضای شهری به شکلی نابرابر اتفاق افتاده است. به طور مشابه و با شدتی کمتر دربارة توزیع فضایی قومیت‌ فارس نیز چنین نتیجه‌ای می‌توان گرفت، اگرچه فاصلة اندازة شاخص آنتروپی شانون برای این دو قومیت، تا اندازة‌ بیشینة این شاخص، بزرگ‌تر است. در سوی مقابل، وضعیت توزیع فضایی قومیت کرد در واحدهای فضایی به طور نسبی، برابر و یکنواخت بوده است و ویژگی تنوع و مرکزگرایی دربارة این گروه اجتماعی ضعیف ارزیابی می‌شود.

شاخص محلی موران نشان داد در سال‌های مورد مطالعه، توزیع جمعیت ترک و فارس‌زبان فاقد هرگونه خوشه‌بندی بوده است. اما در همین بازة زمانی، دربارة سایر قومیت‌ها به شکل و شدت مختلف، می‌توان نشانه‌های خوشه‌بندی در توزیع جمعیت را مشاهده کرد.

بحث

بالاترین مقدار شاخص عدم‌تشابه در سطح محله‌های شش‌گانة شهر آشخانه در میان گروه‌های مختلف اجتماعی، برای قومیت‌ ترکمن به دست آمد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که بعد تمرکز از پدیدة جدایی‌گزینی سکونتی برای قومیت‌ ترکمن در شهر آشخانه به نسبت بالاست. روند کلی تغییر شاخص عدم تشابه دوگروهی برای همة گروه‌های قومی در سطح محله‌های آشخانه در فاصلة زمانی مورد مطالعه، رو به افزایش بوده است. اگرچه شدت و سرعت رشد این شاخص برای گروه‌های اجتماعی مختلف، برابر نبوده و برای قومیت‌های کرد و ترکمن با سرعت بیشتری رشد کرده است. از آنجایی که بخش زیادی از افزایش جمعیت شهر آشخانه در دو دهة‌ گذشته ناشی از مهاجرپذیری آن و بالاتر از رشد طبیعی آن و میانگین بلندمدت بوده است، گروه‌های اجتماعی جذب شده و مهاجرت کرده به آشخانه،‌ محله‌هایی که افراد از گروه قومی مشابه و همسان بیشتری داشته‌اند را به عنوان محل سکونت برگزیده‌اند و بر شدت تجمع و تمرکز این گروه‌های اجتماعی در سطح محله‌ها افزوده‌اند. نتیجة اندازه‌گیری شاخص‌های آنتروپی شانون و محلی موران نیز نشانگر پدید آمدن خوشه‌بندی و تمرکز در خصوص توزیع فضایی-سکونتی قوم ترکمن در شهر آشخانه هستند.

نتیجه‌گیری

مهاجران وارد شده به شهر آشخانه با افزایش دادن نرخ رشد جمعیت و توزیع فضایی نابرابر ناشی از سکنی‌گزینی بر پایة قومیت، روند جدایی‌گزینی سکونتی گروه‌های اجتماعی در آشخانه را تشدید کرده‌اند. سه قومیت ترک، فارس و ترکمن، با نسبت‌های مختلف، جدایی‌گزینی سکونتی بر اساس قومیت را تجربه می‌کنند. روند افزایشی شاخص‌های جدایی‌گزینی نشان می‌دهد که در مرحلة نخست مهاجران از گروه‌های قومی مختلف، تمایل دارند در محله‌های شهری ساکن شوند که همانندی قومی و زبانی بیشتری با ایشان دارد. ادامة روند، سازگاری مهاجران با فضای سکونتی جدید را در پی دارد و با ورود مهاجران جدید، روند یاد شده دوباره تکرار می‌شود. بدین ترتیب روند رشد و تشدید جدایی‌گزینی سکونتی گروه‌های اجتماعی بر مبنای قومیت و زبان در سطح محله‌های شهری افزایش می‌یابد.

به‌نظر می‌رسد بررسی و مطالعة پیامدهای روند جدایی‌گزینی سکونتی گروه‌های قومی در کیفیت زندگی در محله‌های شهری و به‌ویژه مسکن شهری و دسترسی گروه‌های مختلف اجتماعی به خدمات پشتیبان سکونت و امکان استفادة عادلانه از امکانات و فرصت‌ها ضروری باشد. با در نظر داشتن اهمیت یکپارچگی و انسجام اجتماع شهری، هرگونه برنامه‌ریزی توسعة شهری در آشخانه، می‌بایست متوجه تنوع و تکثر قومی و سازگاری بیشتر گروه-های اجتماعی به منظور اختلاط و تعادل‌بخشی به توزیع جمعیت در سطح محله‌های شهری باشد.
Keywords


Articles in Press, Accepted Manuscript
Available Online from 21 September 2025