استادیارگروه جغرافیا، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
10.22034/gsma.2026.2080881.1142
چکیده
شهرنشینی در قرن بیستویکم روندی تعیینکننده است و افزایش جمعیت فشار بر منابع طبیعی و محیطزیست شهری را تشدید کرده است. اگرچه شهرها فرصتهای اقتصادی و تنوع فرهنگی فراهم میکنند، گسترش سریع آنها منجر به تخریب زیستگاهها، کاهش تنوع زیستی و مشکلات زیستمحیطی همچون آلودگی هوا و آب، جزایر حرارتی و کاهش سرانه فضای سبز میشود که کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار میدهد. زیرساختهای سبز، شامل فضاهای سبز باز، بامها و دیوارهای سبز و مسیرهای سبز، با سازگاری با فرآیندهای طبیعی، نقش مهمی در مدیریت رواناب، کاهش دما، بهبود کیفیت هوا، حفاظت از زیستگاهها و تنظیم خرداقلیم ایفا میکنند. این زیرساختها مقرونبهصرفهتر، چندمنظورهتر و سازگارتر با محیطزیست نسبت به سازههای خاکستری سنتی هستند و در چارچوب اهداف توسعه پایدار ترویج میشوند. با این حال، محدودیت منابع مالی، زمین و سرمایهگذاری مانع تحقق کامل ظرفیت آنهاست. مفهوم کارایی زیستمحیطی، توسعه یافته اکوکارایی، بر حداقلسازی هزینهها و اثرات زیستمحیطی و حداکثرسازی منافع تمرکز دارد و بهویژه در برنامهریزی کلانمقیاس شهری کاربرد دارد. در تهران، با رشد شتابان جمعیت، توسعه نامتوازن و آلودگی، تمرکز بر آیندهپژوهی و ارتقای شاخصهای زیرساخت سبز برای کاهش بحرانهای محیطی و هدایت شهر به توسعه پایدار ضروری است.