گروه جغرافیا، دانشکده الهیات و زبان های خارجی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
10.22034/gsma.2026.2091405.1165
چکیده
هدف: سکونتگاههای غیررسمی در کلانشهر مشهد به یکی از چالشهای اصلی مدیریت شهری تبدیل شدهاند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی فرآیند بازتولید فضای پادزیست از طریق دیالکتیک خشونت ساختاری و مقاومت روزمره در سکونتگاههای غیررسمی مشهد انجام شده است.
روش پژوهش: روش تحقیق ترکیبی با غلبه بر رویکرد کیفی بود. دادههای کیفی از طریق ۴۸ مصاحبه نیمه‑ساختاریافته عمیق، ۱۶ جلسه مشاهده مشارکتی، ۱۲ جلسه قدمزنی همراه و ۲۰ نقشه مشارکتی در چهار پهنه سیدی، خواجه ربیع، قلعه ساختمان و جاده قدیم قوچان جمعآوری شد. دادههای کمّی با استفاده از ۴۳۲ پرسشنامه معتبر از ساکنان همان پهنهها گردآوری و با آزمونهای ناپارامتریک کروسکال‑والیس، من‑ویتنی، اسپیرمن و مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند.
یافته ها: یافتهها نشان داد پهنه قلعه ساختمان بالاترین میزان خشونت ساختاری (3/4)، مقاومت روزمره (3/4)، بازتولید فضا (4/4) و فضای پادزیست (6/4) را دارد. شایعترین تجربه خشونت ساختاری «قطع انشعابات بدون اطلاع قبلی» (5/87٪) و شایعترین شکل مقاومت روزمره «انشعابات غیرمجاز آب و برق» (7/91٪) بود. مدل معادلات ساختاری فرضیه اصلی پژوهش را تأیید کرد: مقاومت روزمره قویترین تأثیر را بر بازتولید فضا دارد (β=0.713) و مسیر غیرمستقیم (از طریق مقاومت) قویتر از مسیر مستقیم خشونت ساختاری به فضای پادزیست (β=0.213) است.
نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهد سیاستهای بهسازی شهری تا زمانی که عاملیت ساکنان و الگوهای مقاومت روزمره آنان را نادیده بگیرند، محکوم به شکست هستند. پژوهش حاضر با ارائه مدل نظری بازتولید فضای پادزیست، ضرورت گذار از سیاستهای مبتنی بر تخریب به رویکردهای مشارکتی و به رسمیت شناختن مقاومت روزمره به عنوان سرمایه اجتماعی را آشکار میسازد.